به كارگيا محمد ملحق گشتند و عباس يك شب به گوكه اقامت نموده ، روزانهء ديگر متوجه لاهجان گشت .
كارگيا محمد و سرداران كه بواسطهء قلت لشكر به مقابله دسترسى نداشتند ، متوجه رانكو شدند . عباس يك شب به لاهجان توقف فرموده ، روز ديگر متوجه رانكو شد .
ميرزا على از رانكو ، به راه پلورود ، به رزگا نزول نمود . چون ميرزا على خبر يافت كه عباس ايلغار بر سر او مىآرد ، از آن مقام با برادران متوجه سيجران شدند . روزانهء ديگر عباس تا لب سمشهرود در پى ميرزا - على رفت ، فرار را كه تحقيق كرد ، از آنجا بازگشت و از راه رودخانه پلورود ، به رودسر رفت و غارت و تالان و سوخت و برده و اسير كه دست داد تقصير نكرد و از آنجا به رانكو رفت و يك هفته اقامت نموده ، چندان اسباب و نقود و جهات و ابريشم و غنايم بىشمار به دست آورد كه محاسب و هم از تخمين آن قاصر بود و ايلچئى را به جانب ميرزا على روان ساخت .
كارگيا محمد و سرداران كه به سر پل اقامت مىداشتند ، خبر ايلچى عباس به مسامع جلال رسانيدند . حضرت ميرزا على اشارت فرمود كه ايلچى را از راه واكن تله بيارند . از آن راه ايلچى را به سيجران بردند . سخنانى كه به كارى آيد نداشت . عباس حيله كرده ، فرستاده بود كه به سلامت برود .
ايلچى را ميرزا على ديده روانه ساخت ، عباس منتظر آمدن ايلچى نبوده ، به لاهجان رفته بود . ميرزا على نيز با برادران به رانكو آمد . قضا را فرزند مولانا نعمت سديد را كه جهت استطلاب لشكر به مازندران فرستاده بودند و سلاطين مازندران جواب داده بودند هم رسيد .
عباس هفت روزى به لاهجان توقف نمود و غنايم بسيار از نقود و زيور عورات و جهات و ابريشم و اسب و استر و زن و دختر موازى پانصد نفر
تاريخ خانى ( شامل حوادث چهل ساله گيلان ) ( فارسى ) — صفحة 142
مساهمون: على بن شمس الدين بن حاجى حسين لاهيجى
ص١٤٢