بل اكثر بدست آورد و آلات مسى و كاسههاى چينى و مصحفها و كتابها به اسپها بار كرده ، روانهء كوچسفهان شد و زنان بعضى خواجهها را به بيهپس برد و بعد از مصالحه همه را به شوهران به بهاى غلام و كنيزك بفروخت و طفلان را هم به مبالغه و منت پدر و مادر به ايشان بفروخت . آنچه در دار الاسلام كسى نكرده ، عباس به بيهپيش به ظهور رسانيده بود .
ميرزا على را كه غمهاى جگرسوز و فكرهاى جانگداز دست داد ، بجز صلح چارهاى نداشت . ملا على جان ديكنى و ملا مير سيد لشتنشاهى را نزد عباس به كوچسفهان ، جهت مصالحه ، فرستاد . عباس خود را فتح كرده و غالب ديده پاى وقار مستحكم ساخت كه چون شما را داعيهء صلح است جيجان و رحمتآباد كه ملك اميره رستم است ، باز بايد داد . چون مردم جيجان نمكبحرامى كرده ، به بيهپس رفته بود [ ند ] ، چاره نبود ، جيجان و رحمتآباد باز داده صلح كردند .
فصل [ سى و هشتم ] در بيان رجوع منصب امارت مير ملك مرحوم و سپهسالارى رانكو به كيا فريدون و قيد مير غياث الدين و شرح آن
كيا فريدون كه از نتايج ديالمهء شكور بود و از حد طفوليت به ارتضاع لبان تربيت و افاويق مرحمت و شفقت حضرت ميرزا على پرورش يافته و به شرف رتبهء عطوفت حقيقى سرافراز و سربلند شده و از مشرع اين التفات مفتخر گشته ، مهر عطوفت به حقوق رعايت و عنايت ، دائما تصميم خاطر اشرف اعلى كه عروج به معارج بزرگى فرمايد و آثار اين تربيت و اطوار رعايت بر روى روزگار يادگار و پايدار باشد و آينهء خاطر لطيف ، مخصوص تمثل اين صورت بود و ديده اميد منتظر ظهور دولت او مىداشت و در اين اوان كه دل مبارك آن حضرت از وصول خبر درجهء شهادت مير شهيد پرغصه