تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ خانى ( شامل حوادث چهل ساله گيلان ) ( فارسى ) — صفحة 137

مساهمون:

ص١٣٧
نزد عقلا مقرر و بر ضمير آن حضرت هم وضوح تمام داشت كه افراط محبت و مودت را سرانجام كدورت و اكثار و اصرار خصومت را عاقبت ندامت و ملالت است و در همه احوال به حد وسط بايد بود . خصوصا در اين اوقات كه نضارت اوراق اغصان دولت ، از منشأ نشو ، به مراتب ذبول رسيده و قوت توجه ضعيف و در مساعدت مهمات متصاعد و متراقى و منتج نيست و شوقى كه طبيعت را در شروع مهام و طلب مقاصد بود ، روزگار تباه مىگردانيد و نوش‌داروى تدابير ، ملايم مذاق اهل زمان و موافق مزاج اهل روزگار نبود . با وجود علم بدين احوال ، افراط خصومت ، شعار و دثار ذات شريف بود و از اين مرتبه عدول نمىجست و علاج به صبر و مداهنه نمىكرد اگرچه ذات ستودهء آن حضرت ، به معانى خير منعوت است و صفحات اوراق اين تاريخ از نقوش ارقام صفات حميده و مآثر و مفاخر و محامد اخلاق و صحت آراء صائبه و افكار ثاقبه كه موافق تقدير و مساهم قضا بود پر است ، اما با وجود آنكه نسق و نظام ملك به زوال انجاميده و ضمير منير مطلع كه فلك به كين و قضا به ستيز است و امراى حضرت ناموافق ، باز لشكر كشيدن ، غير از آنكه كسى حمل « بجفّ القلم » كند ، ديگر تأويلى ندارد چه سخنوران را در اين هنگام پردهء ادب مانع و ساحت فصاحت تنگ است . حضرت ميرزا على ، تفوق بيه‌پسيان را كه متجاوز الحد دريافت ، برقع ضمير برانداخت و راز ضمير با حضرت مير آشكار كرد . بيت :
صفت شمع به پروانه دلى بايد گفت * كين حديثى است كه با سوختگان درگيرد
و با برادران راه مشورت پيش گرفته ، صلاح بدان قرار يافت كه بو سعيد مير و كالجار ، از راه لشتنشاه متوجه تخريب كوچسفهان گردند و
تاريخ خانى ( شامل حوادث چهل ساله گيلان ) ( فارسى ) — صفحة 137 | على بن شمس الدين بن حاجى حسين لاهيجى / منوچهر ستوده