تحف و هدايا و پيشكشها
تحف و هدايائى از دربار صفويان براى سلاطين كيائى گيلان فرستاده مىشد و سلاطين محلى گيلان نيز از نوادر هنرهاى دستى گيلان يا پيشكشهاى ديگر از نقد و جنس براى ايشان فرستادهاند . اينك اشارهاى به آنها :
اسب و اسلحه و جهات ( ص 61 ) ، اسب و باز و خلعت و نقد و جنس ( ص 71 ) ، خلعت طلادوزى و كمر شمشير طلا ( ص 87 ) ، اسباب و جهات و اسب و اسلحه ( ص 124 ) ، كمر شمشير طلا و اسب و تقوز و خلعتهاى لايقه ( ص 129 ) ، شمشيرهاى طلا و اسبهاى جهانپيما ( ص 135 ) ، كمر شمشير ( ص 160 ) ، جانوران شكارى و متاع گيلانى ( ص 214 ) ، كمر شمشير طلا و تاج مرصع ( ص 248 ) ، يك قطار استر با جهات و رخوت ( ص 248 ) ، اسبهاى خوب و صراحى طلا ( ص 298 ) ، اسب و خلعت و كمر شمشير طلا ( ص 348 ) ، لباس خاصه از خلعت خانهء شاهى ( ص 362 ) ، تاج و كمر شمشير و اسب ( ص 366 ) ، خلعت خاصه و اسب با زين نقره و تاج دولت و منصب خليفة الخلفائى ( ص 366 و 367 ) ، كمر خنجر طلا و خلعت شاهى ( ص 378 ) ، كمر شمشير طلا و خلعت فاخر و اسب مسرج ( ص 390 ) .
مشتلق انعامى است كه در مقابل انجام كارى مفيد يا مهم مىگرفتهاند .
شاه اسماعيل پس از فتح خراسان ، از هر حاكمى دويست تومان مشتلق خواسته است . چون سلطان احمد خان قدرت پرداخت اين مبلغ را در خود نديد و از اهالى به علت دستاندازهاى مختلف ، روى طلبيدن پولى نبود ، طرح « سره زر » و « گاوه زر » را براى وصول دويست تومان مشتلق ريخت ( ص 376 و 377 ) .
ظاهرا اين مبلغ را با تقاضاى تخفيف به صد تومان رسانيدهاند ( ص 377 و 378 ) .
آداب و سنن
هنگام دميدن صبح ، نقارهء صبح ( ص 169 ) و هنگام رسيدن شب ، نقارهء شب ( ص 171 ) مىزدند ، نقاره براى ايام شادى و شادكامى به كار مىرفت ( ص 226 ) و فتح را با « نقارهء شادكامى » اعلان مىكردند ( ص 370 ) . نقاره با دف و