ناحيهء شكست خورده نظير لشتنشاه را « كوچمال » از محل خود بهجاى ديگر برند ( ص 333 ) .
سربازانى كه فاتح بودند و كار جنگ را به اتمام رسانيده بودند ، سپه - سالاران و ساير فرماندهان به ايشان « زوربدهاد » مىگفتند و مرخص مىكردند « 1 » ( ص 72 ) .
خلابران ورسترها ظاهرا نيروهاى محافظ محلى بودهاند ، زيرا هر ناحيه خلابر ورستر داشته است . گاهى منصب خانادهى ورسترى باهم به يك تن داده مىشود ( ص 49 ، 72 ، 89 ، 119 ، 831 ، 165 ، 227 ، 229 ، 235 ، 292 ، 293 ، 317 ، 358 ) و سرا رستر ظاهرا محافظ سراى سلطنتى است ( ص 219 ) . سرحدنشينان سربازانى بودهاند كه محافظت حدود و ثغور را مىكردهاند ( ص 341 ، 358 ) و پرهنشين گروه سربازانى هستند كه نگهبان بنا يا محل حساسى هستند . پرهنشين ملاط محافظ مدفن سلاطين كيائى است ( ص 230 )
از مناصب ديگرى نظير « منصب مهترى خدام زير و بالا و درون و برون ( ص 306 ) » منصب « درگه سالارى ( ص 307 و 332 ) » شربتچىگرى ( ص 226 ) و خبرچىگرى ( ص 217 ) و ركاب و توخچى ( ص 236 ) و ركاب و ركابند ( ص 236 ) و خزينهچىگرى ( ص 210 ) نيز در اين كتاب ياد شده است كه هريك قابل بحث و درخور بررسى جداگانه است .
در زمان سلطنت كارگيا ميرزا على ( 910 - 883 ) صد نفر پياده به نگهبانى درگاه سلطان مشغول بودند و در زمان سلطان حسن ( 911 - 910 ) تعداد اين سربازان به سيصد تن رسيد . اما سلطان احمد خان ( 943 - 911 ) به تقليد بيهپسيان كه ايشان هم از آستارائيان آموخته بودند ، پنجهزار پيادهء مرسوم خوار تهيه كرد ( ص 384 ) . مواجب ساليانهء سران تا دويست تومان در اين دوره ديده شده است ( ص 46 )
هامش
( 1 ) - اين رسم هنوز در گيلان برجاى است و به كارگرانى كه آخر روز مرخص مىكنند « خداقوت » مىگويند .