نى از آلات طرب است ( ص 373 ) و تا ده شبانهروز به طرب و خوشى و شادى مىپرداختهاند ( ص 372 ) .
در روزهاى خوشى و شادى « شكاف سجون و آزادى بنديان جنايت مشحون » را لازم مىدانستند ( ص 372 ) .
در ملاقات ميرزا على با اميره اسحق ، خوان سالاران انواع اطعمه و اشربه و قناديها و حلواها ترتيب دادهاند و ساعتى به تفرج كشتىگيران اوقات به مراد گذرانيدهاند ( ص 29 ) .
هنگامى كه سلطان احمد خان ( 943 - 911 ) وارد قزوين مىشد ، اهالى اين شهر ، براى تعظيم و بزرگداشت او « سادات و رشانيق و ارباب علم و تحقيق به آواز صفير و صداى نفير به استقبال استعجال واجب شمردند و قريب دوازده مقام گاوها را قربان كردند و چندان نثار پايمال اعوان و انصار نمودند كه ديدهء سپهر خيره مىگشت » ( ص 360 ) . پسر شاه محمود جان كه يكى از مهمانداران بود « سه چهار جا اقمشه و امتعه پاانداز و نقود اخلاص از نياز نثار قدوم سلطان احمد خان كرد » ( ص 361 ) .
سركشان و طاغيان را پس از دستگير كردن ، با سلاسل و اغلال مىبستند ، يا ديگ كهن در گردن مىكردند و به خدمت سلطان مىآوردند و سلطان براى از ميان برداشتن آنان دستور مىداد تا ايشان را به نفت و بوريا بسوزانند ( ص 233 و 234 ) .
كسانى كه اعمال خلافى انجام داده بودند ، براى اظهار ندامت از اعمال گذشته رومال « 1 » عجز و مكنت در گردن مىكردند ( ص 344 ) ، يا چكمين طاعت بر دوش مىانداختند ( ص 390 ) و به خدمت سلطان مىآمدند .
گذشته از انواع ماليات كه در آن زمان از دهقان و شهرى مىگرفتند ، گاهى دستگاه حكومت به عناوين ديگر نظير زنه زر ( ص 13 ) ، مرده سورانه ( بفتح ميم ) ( ص 13 ) و سره زر ( ص 321 و 377 ) و گاوه زر ( ص 377 ) نيز پولهائى وصول مىكرد و در جريان سال اگر پول خزينه شاهى كم مىشد ، يا
هامش
( 1 ) - رومال به معنى دستمال است ، اين لغت تا امروز در پاكستان به كار مىرود .