مخارج اتفاقى پيش مىآمد ، به عنوان « دستانداز » ( ص 321 ) پولهاى ديگرى از مردم مىگرفتند . از مطالب تاريخى كتاب كه بگذريم ، در گوشه و كنار صفحات آن نكاتى است كه مىتوان از آنها براى تنظيم جغرافياى تاريخى آن زمان و مردمشناسى آن دوره استفاده كرد و اين كار دقت و فرصت بيشترى مىخواهد و جاى آن در اين مقدمه نيست .
نكاتى دربارهء سبك نگارش و رسم الخط كتاب
نثر كتاب روان نيست و تتابع اضافات در عبارات زياد به چشم مىخورد .
اضافهء استعارى در اين كتاب زياد است . آياتى از كلام اللّه مجيد و ابياتى از اشعار فارسى و عربى را در مواردى حساس ، براى انذار و تحذير آورده است . مفردات عربى مهجور و مصادر ساختگى و خلاف قاعده در آن ديده مىشود . مانند كتب تاريخى همزمان خود لغات تركى و مغولى در آن راه يافته است كه به پارهاى از آنها اشاره مىشود :
اختاچيان 259 - الجه 192 - الغار 16 ، 18 ، 36 ، 41 ، 74 ، 83 ايلغار 123 ، 151 - الكاوالكه 26 ، 31 ، 75 ، 79 ، 264 - بكاول 345 ، 378 - تقوز 129 - توشمال 29 - جلدو 250 - شيلان 104 ، 135 - قبچى 210 - قبخچى 287 - قراول 229 - قورچى 330 ، 378 - قورچى باشى 304 - قلوقچيان 259 - كجكه 17 ، 48 ، 58 ، 73 ، 90 ، 91 ، 97 ، 119 ، 138 ، 268 ، 347 ، 360 ، 375 - مشتلق 230 ، 376 - منقله ( منقلا ) 82 ، 140 - موچه 145 - يرق 60 ، 64 ، 94 - يساول 210 .
تركيبات گيلكى نيز در اين كتاب به چشم مىخورد :
عمو پسر به معنى پسر عمو 288 . عمو پسران به معنى پسران عمو 62 . زن - پسر به معنى پسرى كه همسر از شوهر ديگر به خانه آورده است 310 . پلى به معنى پهلو 31 .
پارهاى تركيبات و ضبط لغات عوامانه در اين كتاب است :
دستپاچه 122 . اجدها به معنى اژدها 220 . بخچه به معنى بقچه 192 ، در رسم الخط نسخهء مؤلف كه اين كتاب از روى آن به چاپ رسيده است در