تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ خانى ( شامل حوادث چهل ساله گيلان ) ( فارسى ) — صفحة 129

مساهمون:

ص١٢٩
بلكه رشت [ را ] در حيطهء تصرف داشتند و اين زمان نيز صورت مخالفت از بيه‌پيش به ظهور رسيده ، ولاياتى كه شافعى مذهب باشند ، جهت ايشان مستخلص سازند تا وظايف صلح به تقديم پيوندد . حضرت ميرزا على كه به بسيارى عدت و شوكت از تمناى مملكت‌گيرى مأيوس و از دقيقهء « و ما تنفع العدّه اذا انقضت المدّة » خالى الذهن بود و از اعذار و انذار اميره اسحق كه به موقع قبول نيفتاده ، شرمندگى حاصل از اين جهت مدعاى ايشان را به انجاح مقرون گردانيد و كوچسفهان را به دو داده و اميره اسحق نيز نامزد استحقاق اميره حسام الدين گردانيد و از جانبين به مصالحه راضى شدند و لواحق دلجوئى ، به سوابق دوستى پيوست و صورت مخالفت به لطف موافقت مبدل گشت و رياض عهد ، نضارت از سر گرفت و نايرهء آتش فتنه و حروب ، به زلال تحليف تسكين يافت . حضرت ميرزا على كوچسفهان را از دست رفته ديد ، رضاجوئى حضرت سلطان حسن از فرايض مىدانست . عوض كوچسفهان ، كرجيان [ را ] به سلطان حسن رجوع فرمود و نواب عالى سلطان حسن ، سپه‌سالارى كرجيان را به كالجار عنايت فرمود و نيكوخدمتى او خواهد آمد . بعد از مصالحه ، ميرزا على ، مير عبد الكريم و آقا محمد را كمر شمشير طلا و اسب و تقوز و خلعتهاى لايقه داد و لوازم تعظيم به تقديم رسانيده ، شرايط مشايعت به‌جاى آورد و روانهء مازندران ساخت و مير غياث الدين و اشرف بيك و قرا مراد و امراى اتراك را كه شمشير و خلعت و بازو اسب و تقوز داده ، جهت دارائى قزوين فرستادند ، ايشان به قزوين رفته ، به دارائى مشغول شدند و شرط محافظت به‌جاى آوردند .