تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ خانى ( شامل حوادث چهل ساله گيلان ) ( فارسى ) — صفحة 128

مساهمون:

ص١٢٨
جان كه رايت خورمى « 1 » در دست داشت ، اسير و پايمال لشكر عنا گشت و بقيهء سرداران كه شير بيشهء مبارزى بودند ، از نامساعدى روزگار عاجز ماندند و به ضرورت حال ، از رزم و قتال دست كوتاه كردند و روى از موقف جنگ برتافتند ، بيت :
همه كبودلب و زردروى و سرخ‌سرشك * همه شكسته‌دل و تيره‌چشم و خشك‌دهان
چون مخدره مراد و عروس مرام چهره ننمود و اين‌چنين شكستى روى نمود ، كيفيت اين حال بر راى عالى عرضه افتاده از وقوع اين حركت امارات تغير در غره مباركش هويدا شد و چاره در مصالحه دانستند . جهت اطفاء نائره جنگ و جدال ، سخنان عذوبت مآل به زلال تقرير و صفاى تدبير مولانا احمد طبيب كه واقف مزاج سلاطين بيه‌پس بود و آشنائى تمام داشت رجوع نموده ، جهت مصالحه نزد اميره اسحق فرستاد و مخلص مقالات مرجوعه اين‌كه چون فيما بين بيه‌پس و بيه‌پيش موافقت و يك‌جهتى درجهء اعلى داشت و بنابر حدوث صورتى چند به محاربه و مجادله انجاميده و ضابطهء عهود و استحكام اساس يك‌جهتى و عقود يك‌رنگى كه از صميم فؤاد استدامت يافته ، به عوارضات عوائق مجادله و مقابله متغير و متبدل نمىشود و نفس به سبب تحصيل ملكه شريفه محبت و مودت از ملكات رديهء مخالفت منزه و بالذات مستأنس آن مذاق و متوجه شيرينى چاشنى آن شربت است ، مضى ما مضى گفته ، باز انعقاد همان سلسله به تجديد عهود و تأكيد تحليف تازه كرده شود . حكام بيه‌پس كه خود را مستقل و فتح كرده دريافتند ، از سر استغنا به ملا احمد طبيب پيغام دادند كه در اوقات تسلط سلاطين بيه‌پيش ، كوچسفهان
هامش
( 1 ) - شكل ديگرى از « خرمى » است