نمايند ، تا الكه از شرارت قدوم مخالفان مصون ماند .
بو سعيد مير و كالجار ، شرايط محافظت به نوعى به تقديم رسانيدند كه هر روز سه چهار سر از مخالفان به اردو مىفرستادند .
اتمام پل كه انجام يافت ، بيهپسيان ، از كوچسفهان كوچ كرده ، به كنار سفيدرود جنگ را مهيا گشتند . مير ملك عزم ميدان مبارزت كرد و بر مركب باد حركت سوار شد و سرداران را جمع آورد و مير غياث الدين و اشرف بيك و قرا مراد و امراى اتراك را به پشتگير بيهپسيان مقرر كرد كه از قاضى وير گذشته ، مهيا باشند و لشكر مازندران را مقرر ساخت تا آثار انهزام مخالفان كه ظاهر گردد ، از آب گذشته ، بر خصم حمله آرند . و حضرت مير به عزم آرايش سپاه ، ضمير منير بر تدارك و تلافى احوال ماضى برگماشت و به رأى و رويت روشن تدبير ، لشكركشى و صفآرائى پيش گرفت و با لشكر گيلان و رستمدار ، به سر پل اقامت فرمود و موازى يك هزار سوار و پياده از دليران نامدار ، بسان ثريا جمع آورد و از پل گذرانيد و به آن طرف آب به محاربه شروع نمود . چون بين العسكرين تقارب پذيرفت و محاربه به مواجهه افتاد ، دريا آسا از باد مقابله و محاربه به جوش آمدند و از حرص كارزار ، با ابر و باد همعنان و همركاب گشته ، مردانگى بهجاى مىآوردند . بيهپسيان كه قريب ده دوازده هزار مرد بودند ، جنگكنان پاى پس مىنهادند ، تا لشكر بيهپيش را دركشند . آرى گاهى كه رضاى حق حامى باشد ، و لطف ايزدى راعى بود عنكبوت ضعيف تركيب را به پرده تنى امر كند و رمح خشمش گاهى كه در حركت آيد ، پشهء حقير جثه را فرصت پردهدرى كرامت فرمايد . بيت :
پشهاى را كه ولايت دهدش پردهدر است * عنكبوتى كه حمايت كندش پرده تن است