تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ خانى ( شامل حوادث چهل ساله گيلان ) ( فارسى ) — صفحة 121

مساهمون:

ص١٢١
سرداران از تقصير خود مستغرق اندوه گشتند ، اما چه فايده [ مصراع ] ور زمان فوت شد شتاب چه سود ؟ بعد از مكث دو روز به لالاكم ، لشكر متوجه مقابلهء اعادى كه در دافجا معسكر نموده بودند ، شدند و جزوى راه قطع كرده منزل گرفتند و ايشان اندك جنگ تير با مخالفان نموده ، قرار گرفتند و مردم مازندران به واسطهء وهمى كه داشتند ، كله بست بنياد نهادند عساكر گيلان هم در اين باب موافقت نمودند و متابعت به‌جاى آوردند و از اطلاع اين حال ، خصم دلير گشت . بيه‌پسيان از بنه‌بر بيرون آمده ، همه جنگ را مهيا شدند . از اين طرف كيا ركابزن كيا كه سپهدار طارم و جيجان بود ، به اتفاق سپه‌سالار پاشجا ، به مقابله درآمده ، جنگ مردانه به تقديم رسانيد ، چنانچه بنه‌بر شكافته ، دو سه نفرى از خصم دستگير شده بودند . از غفلت سرداران چون كجكه در عقب كيا ركابزن نبود ، بيه‌پسيان غلبه كرده ، بسيار مردم كيا - ركابزن و پاشجا را گرفتند و بعضى را به قتل آوردند . به هزار حيله كيا ركابزن و سپهدار پاشجا ، از آن معركه بيرون آمدند . و مير ملك در اين محل به تلار مير عبد الكريم نشسته بود . از تغافل خود منفعل شد و طوايف ترك و تاجيك و دور و نزديك با مخالفان ، جنگ به تسهيلى مىكردند و از آن جهت به جائى نمىرسيد كه سپهر غدار با حكام بيه‌پيش نرد دغا مىباخت و سرداران و حكام و كارفرمايان ، چون پرگار ، به كار خود سرگردان و سررشته سداد و زمام رشاد از دست داده و سر به وادى نفاق و ضلالت نهاده ، آراى مختلفه و افكار ناقصه نقيضه ، در ميان آمده و خبث عقيدت و اطوار ناپسنديده و خيالات فاسده ، به مجلس مشاورت راه مىدادند . هرآينه نفاق را نتيجه ، هزيمت و شكست باشد و مانع فتح و نصرت بود . و از نفاق امرا كه خصوم اطلاع يافتند ، قوىتر و فرحناك‌تر مىشدند .