تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ خانى ( شامل حوادث چهل ساله گيلان ) ( فارسى ) — صفحة 124

مساهمون:

ص١٢٤
بسيار اسباب و جهات و اسب و اسلحه دست‌گير بيه‌پسيان شد . حضرت سلطان حسن يك شب به تخت لشتنشاه اقامت فرمود و حكام مازندران و امرا و سرداران به لشتنشاه هم رسيدند . چون لشكرى بيشتر اسباب از دست داده ، به لشتتشاه اقامت را محال شمرده ، به كنار سفيدرود ، به نوشال فروآمدند . اين خبر كه به مسامع شريفهء ميرزا على رسيد ، تن در بوتهء نواير محن داد و شربتهاى تلخ گردش روزگار تجرع نمود و به طلب حضرت سلطان حسن فرستاد و اعلام فرمود كه :
حلاوة دنياك مسمومة * فلا تطعم الشهد الّا بسّم
كار دنيا گاهى نوش است و گاهى نيش . خاطر شريف جمع فرموده متوجه لاهجان گردند . تا هرچه مقتضاى حال باشد ، بر موجب صلاح شروع رود . بر نهج فرموده ، نواب سلطان حسن ، با برادران به لاهجان تشريف بردند مير ملك و سرداران و حكام مازندران و امراى اتراك ، از نوشال كوچ كرده ، از آب سفيدرود گذشتند و به كيسم معسكر نمودند و حضرت مير عبد الكريم و آقا محمد « 1 » را هم ميرزا على به لاهجان برد .

فصل [ سى و چهارم ] در بيان كيفيت ساختن پل به وير چولاب كيسم و شكستن پل و هزيمت يافتن لشكر و مصالحه نمودن با حكام بيه‌پس در تاريخ سنهء سبع و تسعمايه

حضرت سلطان حسن كه جهان معدلت و رأفت و آسمان جود و موهبت بود ، بعد از دريافت صحبت حضرت ميرزا على ، احوال لشكر و كيفيت
هامش
( 1 ) - « و آقا محمد » در متن ظاهرا خط خوردگى دارد و كاتب خط نازكى بر آن كشيده است .