تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ خانى ( شامل حوادث چهل ساله گيلان ) ( فارسى ) — صفحة 120

مساهمون:

ص١٢٠
روز ديگر ، حضرت سلطان حسن با برادران و حكام مازندران و ملوك رستمدار و امراى عالىمقدار ، مصلحت انديشيدند كه چون جنگ عظيم شده و مردمى كه از اين طرف مقتول شده‌اند ، تكفين واجب [ است ] ، امروز به‌همين منزل لالاكم توقف نموده ، روز ديگر متوجه دفع خصوم شويم . چون از سرداران مازندران ، قوام الدين به قتل آمده بود و از اين جهت لشكر مازندران متوهم بودند و تسويف و تراخى مطلوب ايشان بود و آراء مختلفه و ناموافقى امرا كه دلايل كليه شكست است ، در ميان آمده ، مقرر است كه دولت و فتح از اتفاق رايهاست . چه در هر امر كه اتفاق و يك جهتى متصور ، فتوحات بىشائبه محسوس بصر است . و طريق صواب از نظر امرا پوشيده گشته ، سبيل كج را طريق صواب مىدانستند و دو شب به‌همين منزل توقف نمودند و اين فكر ، خارج صلاح و مباين صواب بود و از وقوع اين صورت ، جسارت مخالفان زياده شده و از فرصت وقوف ، اساس شوكت خصوم استحكام يافت و بنه‌برهاى محكم بنا نهادند . خواجه مير پيادهء بيه‌پس « 1 » به خدمت حضرت سلطان حسن رسيد و خبر شكست عظيم كه بر بيه‌پسيان واقع شده بود آورد و امهال و اهمال كه سرداران اين طرف ، به سبب توقف نموده بودند ، عرضه داشت كرد كه اگر بعد از محاربه روز ديگر بلاتوقف ، به مقابلهء مخالفان شروع مىنمودند ، اين تخت رشت نشيمن دولت و منزلگه سعادت شما مىبود چون توسن سركش غرور و استغنا و استعلا ، عنان از دست ربوده و تتق تقدير ، چشم راى و رويت امراى بيه‌پس را پوشيده و فلك به كين و روزگار به ستيز بود ، لاجرم نتايج اين اطوار جز زوال و انتقال و حزن و ملال ، چيزى نتواند بود .
هامش
( 1 ) - ظاهرا : بيه‌پيش صحيح است .
تاريخ خانى ( شامل حوادث چهل ساله گيلان ) ( فارسى ) — صفحة 120 | على بن شمس الدين بن حاجى حسين لاهيجى / منوچهر ستوده