تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ خانى ( شامل حوادث چهل ساله گيلان ) ( فارسى ) — صفحة 114

مساهمون:

ص١١٤
به مجرد نهضت جنود قليله جهت محافظت حدود ، دلايل شكست و علامات هزيمت كه روى نموده ، عدم حصول مقصود كلى و فقد مطلوب حقيقى ظاهر گشته است . حضرت مير كه سحبان وقت بود ، زبان فصاحت برگشود كه هرچند غواص آسا در درياى مآثر سلاطين سياحت نمودن ، عين بىادبى است ، اما عزيمت خدايگانى ، هميشه به تأييد الهى مؤيد است و فتح مبين از نتايج مقدمات راى و رويت مبارك مصمم است و فلك مژده مىفرستد كه در سايهء اين دولت ، خورشيد فيروزى ، از افق اقبال و بهروزى روى نمايد و عروس مراد از تتق آمال بيرون آيد . عن قريب كه لشكر جمع شود ، به نوعى اعادى دولت مستأصل و مقهور شوند كه حيرت عقول باشد . بعد از اتمام اين كلام ، صلاح وقت به تأكيد و قدغن جمع آوردن لشكر دانستند و نزد مير موسى دو كلمه شرف نفاذ يافت كه مجال عذر ، تأخير يافته و نطاق اهمال و امهال تضايق پذيرفته ، اگر حكام مازندران را داعيهء توجه باشد ، به هرچه زودتر متوجه گردند . بعد از وصول اين نامه ، مير عبد الكريم و آقا محمد با شش هزار مرد منتخب ، از روى ارادت ، قدم طاعت به خدمت ميرزا على نهادند . صورت يك جهتى و متابعت و مطاوعت و مروت حكام مازندران ، ثبت دفتر حافظهء ميرزا على گشت و اطوار پسنديدهء ايشان ، صدر تاريخ شد و فراخور مراتب و سزاوار مكارم ، لوازم تعظيم و اكرام و فراخور مآثر و مفاخر ، اساس ضيافت به رفيعتر منزلتى و شريفتر درجتى تقديم يافت و تمامى ملوك رستمدار از صغار و كبار ، با لشكر به لاهجان ، شرف خدمت ميرزا على دريافتند ، و از فيروزكوه پانصد سوار و تمامى لشكر پشتكوه هم رسيدند و جمعيت تمامت لشكر به لاهجان شد .
تاريخ خانى ( شامل حوادث چهل ساله گيلان ) ( فارسى ) — صفحة 114 | على بن شمس الدين بن حاجى حسين لاهيجى / منوچهر ستوده