تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ خانى ( شامل حوادث چهل ساله گيلان ) ( فارسى ) — صفحة 113

مساهمون:

ص١١٣
از سر اضطرار بالضروره ، ملازمان خاص را حاضر گردانيده ، جنگ را معد گشتند . با وجود كثرت لشكر مخالفان و قلت جنود ايشان ، قوت مقاومت نمىديدند ، اما حميت شجاعت و سردارى و بزرگى ، مانع مادهء جبن و فرار گشت . لشكر بيه‌پس كه نزديك گوراب رسيد ، به مقابله و محاربه شروع پيوست و شرط مجاهده ، به قواعد محاربه به تقديم رسانيدند . چون شوكت بيه‌پسيان اقوى بود ، غالب آمدند و شكست بر بو سعيد مير و كالجار افتاد و مير حسين مير عضد به درجهء شهادت رسيد و اكثر مردم بو سعيد مير زخم خورده ، از آن معركه بيرون آمدند . حتى بو سعيد مير و كالجار هم زخم تير داشتند و هريك به يك‌طرف به در رفتند . بيت :
از سستى تدبير به اندك مدت * از دست رود ملك و برافتد ملت
مخالفان ، نهب و غارت كه ممكن بود ، در لشتنشاه به‌جاى آورده ، ساعتى به لشتنشاه مكث نموده ، از راه ايمل كنده « 1 » ، به بيه‌پس مراجعت كردند . و بو سعيد مير و كالجار همنشين هم و نديم ندم شدند . اتفاقا حضرت ميرزا على در همان روز ، از رانكوه متوجه لاهجان بود . مقارن وصول ركاب همايون به كنار سطل چهارراهان ، اين خبر به مسامع جلال رسيد . از ورود اين خبر ملالت اثر ، در حديقهء آمال ، غنچهء حزن و ملال شكفته شد . از آنجا پاى سعادت به ركاب استعجال آورد و به لاهجان شرف نزول ارزانى فرمود و در زمان حال جهت تذكره حركات عجوبهء ماضيه مخالفان ، به احضار امرا امر كرد و مجلس خلوت اختيار نمود و راه مشورت پيش گرفت و هجوم حزن و كلال ظاهر گردانيد كه در مقدمهء حركت لشكر
هامش
( 1 ) - امروز « امل كنده » بفتح الف گويند .