قلعهء پرستك كه نزديك به فتح ديد ، بىمشورت حضرات امراى عظام و سرداران كرام بامير شمس الدين در ساخته ، طبل شعبدهء صلح در پردهء نفاق زد و از آن جهت قصور عظيمى در سر كار تسخير قلعه و مازندران واقع شد .
رابعا عباس [ به ] تحقيق مىدانست كه چند نوبت ميرزا على قصد قلعهء طارم كرده و لشكر كشيده و قلعه به پهلوى جيجان و علىآباد كه در تحت تصرف نواب ميرزا على است واقع ، با وجود علم بدين معانى ، بىمشورت ميرزا على ، به حيلهء گشت رحمتآباد ، از حضرت ميرزا على رخصت طلبيد و عزيمت تسخير قلعهء طارم كرد .
خامسا در عدم رعايت حرمت حريم اميره اسحق كه مدار ناموس و حميت ميرزا على بدان بود ، به مرتبهاى رسانيد كه گرد كدورت همشيرهء صالحهء ميرزا على به فلك مىرسيد و اثر دود غصه ، از مردم ديده مىفهميدند . بيت :
كشيده رشتهء گوهر ز ديده * مژه چون رشته در گوهر كشيده
و حركات و سكنات ناپسنديدهء عباس ، اگر شروع رود ، به تطويل مىانجامد .
حضرت ميرزا على بيت :
در مهر چو آفتاب ظاهر * در كينه چو روزگار قاهر
به اصابت راى و رويت بر جلى و خفى و دقايق و غوامض مخالفت اميره ، به مرافقت و دلالت عباس كه وقوف يافت و مورد صفا و مشرب وفاق روى به نفاق آورده ديد ، حالات مذكوره و شكايت عباس ، به ملازم معتمد خود تفهيم فرمود كه با وجود اين همه مخالفت كه از شرور عباس برخاسته ، اگر رفع عباس نمايند ، اضعاف دوستى ، به نظر تحقيق ملاحظه خواهند فرمود و الا آتش غصهء شرارت عباس ، به زلال عذر منطفى نيست . نزد اميره اسحق