ملك بيستون خاطرنشان آقا رستم شد و خاطر متعلق مازندران گشت و كتابتى به نواب حضرت ميرزا على فرستاد كه اينچنين قصهاى دست داده و مانع اتمام وظايف خدمتگارى و طاعتدارى شده . توقع است كه به نواب بديع الزمان كتابتى قلمى فرمايند كه مازندران متعلق ماست و كيا محمد كيا را به رسم وكالت به مازندران داشته شده ، اميد كه از يمن توجه نواب عالى و بركات آثار توقيع سامى ، عزيمت ميرزا بديع الزمان منفسخ گردد .
قاصد آقا رستم كه كتابت به نواب عالى رسانيد ، آنچه رقمزدهء كلك راى آقا رستم بود ، حضرت ميرزا على تغيير نداد و مطابق مضمون كتابت و مدعاى آقا رستم ، عرضه داشتى با لطف عبارت نوشتن فرموده ، مصحوب قاصدى ، به خدمت ميرزا بديع الزمان روانه ساخت .
آقا رستم موقوف جواب كتابت ميرزا على نبوده ، با لشكر از منزل حرب متوجه مازندران گشت . حضرت ميرزا على چون با حكام مازندران هم - عهد بود ، اجابت مقصود و انجاح مطلوب آقا رستم نمودن و وظايف موافقت به تقديم رسانيدن واجب مىدانست ، كيا محمد كيا را با لشكر تنكابن نزد آقا رستم به مازندران فرستاد تا مضمون عرضه داشت قولا و فعلا مطابق و موافق باشد .
ميرزا بديع الزمان كه از مضمون عرضه داشت ميرزا على اطلاع حاصل كرد ، جواب نوشت كه حسب المدعا از مازندران عنان عزم بازگردانيده ، متوجه استراباديم . آقا رستم ده پانزده روزى كيا محمد كيا را نگاه داشته ، خلعت و جايزه داد و روانه گردانيد .
تاريخ خانى ( شامل حوادث چهل ساله گيلان ) ( فارسى ) — صفحة 96
مساهمون: على بن شمس الدين بن حاجى حسين لاهيجى
ص٩٦