فصل [ بيست و هشتم ] در بازآمدن محمدى ميرزا از فيروزكوه و استمداد كجكه از ميرزا على نمودن و ميرزا على مير غياث الدين را با پانصد سوار همراه او گردانيدن و هزيمت الوند بيك و به قتل آمدن آيبه سلطان و مير غياث الدين حكم طارم و قزوين و احشام پاپلو و احشام مير حسنى از محمدى ميرزا حاصل كرده عايد گشتن در سنهء سبع و تسعين و ثمانمايه
از يمن خصايل پسنديده و اطوار حميدهء ميرزا على و رسوم سپاسدارى و شكر گذارى نعم الهى و عطاياى سبحانى كه نخل اين شيمهء مثمر مزيد نعم و احسان كردگار است ، و مضمون
« لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ »
مصداق « 1 » معانى مذكوره است . و هر روز آثار لطايف الهى و انوار عواطف ايزدى بر احوال ملك و ملت و دين و دولت ظاهرتر بود و خاص و عام در گلستان احسان آن حضرت ، بلبلوار به صد زبان سرود ثنا و محمدت مىگفتند و به الماس زبان گوهر دعاى مزيد دولت مىسفتند و به اقتضاى علو همت حضرت ميرزا على ، بعضى از ممالك عراق ، خصوصا قزوين ، در تحت تصرف نواب عالى در آمده و كمال عطوفت ميرزا على كه به خاندان مير موسى سمت بروز و شرف ظهور يافته بود ، داروغگى قزوين را نامزد استحقاق و استعداد مير غياث الدين ساخته و محافظت آن ثغور و كفالت امور جمهور آن مدينه به راى رزين ايشان مفوض گردانيد و به سبب مخالفت كه فيما بين الوند بيك و محمدى ميرزا كه از نبيرهء حسن بيك بودند ظاهر شده بود ، محمدى ميرزا به طرف فيروزكوه و الوند بيك و آيبه سلطان به جانب تبريز متوجه گشتند و محمدى ميرزا را كه قوت زياده و لشكر آماده گشت ، از فيروزكوه به ولايت قزوين درآمد و از حضرت ميرزا على كجكه طلبيد .
هامش
( 1 ) - در اصل : مصدق .