جهت لشكر ، نزد سلطان هاشم و ملوك رستمدار فرستاد و ملك اشرف و ملك شاه - غازى لواسانى و از تنكابن كيا محمد كيا ، با لشكر و از مازندران بر موجب مقرر ، مير عبد الكريم و مير كمال الدين و آقا رستم و لشكر هزاره جريب ، در مقام و تاشان جمع آمدند و از آن منزل ، مير عضد را به ملازمت ميرزا على عايد گردانيدند . و روزانهء ديگر ، از آن منزل كوچ كرده ، به پاى قلعهء كهنه دوك كه ويران شده بود ، منزل تازه گردانيدند .
آقا رستم مصلحت ديد كه بر بنيان آن قلعهء كهن ، بناى قلعهء نو بايد نهاد كه لشكرى كه در پيش باشد [ از ] عقب ايمن بود . سه روز بههمين منزل توقف فرموده ، اتمام قلعهاى از چوب ، در عهدهء اهتمام لشكرى فرمود و به سه روز در دست لشكرى ، سمت استكمال يافت و به آذوقه و نگاه داشتن سپاهيان آماده ساخته ، استحكام قلعه نمود و از آن منزل به راه آمل رفته ، به حوالى قلعهء دارنا فرود آمدند و روزانهء ديگر ، بر سبيل گشت ، آقا رستم نزديك دارنا رفت . ملك از قلعه به شيب آمده ، بهجاى مضيقى مراقبت مىنمود و مترصد فرصت مىبود . در اين هنگام كه آقا رستم رسيد ، به مقابله شروع نموده ، جنگ درپيوست و خيلى مردم از جانبين كشته گشتند . مردم آقا رستم دو نفر ، ملك بيستون را گرفته ، آوردند . آقا رستم هردو نفر را خلعت داد و نزد ملك بيستون ، بعضى سخنان كه نتايج خير آن ، طرفين را شامل بود پيغام داد . چون نزد ملك رفتند ، خلعت هردو را سوزانيد و هردو را به قتل آورد . آقا رستم با لشكر در منزل جنگ هشت روز توقف نمودند و همه روزه در جنگ بودند .
در اين محل خبرى از مازندران رسيد كه حضرت سلطنت دستگاه ، ميرزا بديع الزمان را داعيهء توجه به جانب مازندران است و در مقام سبز - گنبد نزول فرموده است . از وصول اين خبر ، صورت قطع تعلق جنگ با
تاريخ خانى ( شامل حوادث چهل ساله گيلان ) ( فارسى ) — صفحة 95
مساهمون: على بن شمس الدين بن حاجى حسين لاهيجى
ص٩٥