فصل [ بيست و پنجم ] در فرستادن [ نواب ] ميرزا على كارگيا امير كياى گوكى و مير موسى و لشكرى را به جهت تسخير قلعهء طارم و عبد الباقى آمده لشكر را شكست دادن
از زمان سلطنت رستم بيك كه دده بيك آمده ، تسخير قلعهء طارم كرده و طارم در دست اتراك قرار گرفته بود ، حضرت ميرزا على منتهز فرصت و مترصد ساعات تسخير اختر برج سماء سعادت بود .
بعد از انتقال دولت رستم بيك ، فرجهء حصول اين امنيت كه دست داد ، حميت خسروانه و عزايم پادشاهانه ، به تسخير قلعهء طارم مصمم گشت و كارگيا امير كياى گوكى و كيا ركابزن و چو مادر ناصر كيا - خاناده ورستر لاهجان - با بعضى لشكر و از بيهپس هم بعضى لشكر به سردارى سلطان - خان نام و از رستمدار لشكر ملك جهانگير و لشكر ملك اشرف و لشكر تنكابن را به سردارى كيا محمد كيا ، روانهء پاى قلعه گردانيد و لشكرى به محاصرهء قلعه مشغول گشت و مدت بيست روز اهالى قلعه در مضيق محاصره ماندند .
و به تصور اثر توپ ، اهل قلعه عنان نرم كرده ، به اختلاط و امتزاج سرداران مايل بودند ، توپچى رومى كه دعوى به تكميل فن خود داشت ، به معدات آلات و ادوات و استعمال دارو ، به قصد تخريب حصار قلعه سنگ انداخت . بواسطهء عدم مهارت ، ضرب سنگ به حصار قلعه مطلقا موثر نمىگشت . اهالى قلعه كه ضروب متعدده كارگر نديدند ، دليرى آغاز كرده ، دست به محاربه نهادند . بيت :
كشيده عنان و گرفته مهار * فرو بسته عهد و شكسته قرار
شدند . عبد الباقى و حسن آقا از آمدن لشكر به پاى قلعه ، فهميده ، نزد كوتوال قلعه فرستاد كه مقيم بوده ، مترصد باشيد كه اينك ما رسيديم .
در اين اثنا ، حضرت ميرزا على كتابتى قلمى فرمود . مضمون آنكه :