در اين محل لشكر و سرداران ، از مازندران معاودت كرده بودند ، اما بواسطهء كوفت يورش ، چند روزى مهلت داده بودند . بالضروره كيا پاشا و مير غياث - الدين را با جنود سمام و بقيهء لشكر لمسر جهت محافظت حدود رودبار فرستاد .
حسين بيك كه تحقيق كرد كه لشكر اندك است ، به مقابلهء مير غياث الدين و كيا پاشا ، شروع نموده ، به سر وقت ايشان آمد و به مقابله قيام نمود . مير - غياث الدين و كيا پاشا را چون قوت « 1 » مقاومت نبود ، خود را به قلعهء لمسر رسانيدند . حسين بيك تاخت به ولايت رودبار نمود .
ميرزا على كه از اين قصه اطلاع يافت ، حضرت سلطان حسن را كه ظهير و پناه او بود ، به لسپو فرستاد و از تنكابن سلطان هاشم را به خدمت سلطان حسن به لسپو آورد و مير عبد الملك كه از مازندران معاودت نموده بود ، باز لشكر را گرد كرده ، متوجه خدمت سلطان حسن به لسپو شد و نواب حضرت سلطان حسن ، با تمام لشكر به هير تشريف ارزانى فرمود و آن ولايت را به نور طلعت و فر هماى سعادت مزين و مشرف گردانيد و ازهير حضرت مير ، متوجه پاى قلعهء لمسر شد و سلطان حسن قطبوار ، مقيم دولت ، مقام هير را ساخت و قبل از اين حضرت ميرزا جهت استطلاب كجكه ، به بيهپس فرستاده ، از بيهپس هم هفتصد مرد به سردارى فيكوى حمزه ، به خدمت حضرت مير به لمسر رسيد .
و حسين بيك از قزوين به دريا وك آمد و به رودبار دخلى نكرد . و از رستمدار ملك حسين و ملك شاه غازى ، با لشكر به كجكه حسين بيك آمده بودند . و ملك جهانگير هم لشكر به كجكه حسين بيك فرستاده بود . حسين بيك كه جمعيت لشكر خود را ديد ، از درياوك به پشت حسنآباد آمد . چون كثرت لشكر گيلان را تحقيق كرد و شجاعت حضرت مير را هم معلوم داشت ، دست
هامش
( 1 ) - اصل : قومت .