افادت دستگاهى برحسب فرمان واجب الاذغان به آن بلده شتافته تا زمان فوت صاحبقران آنجا مىبود و در آن اوقات ميان آن جناب و مولانا سعد الدين تفتازانى مباحثات روى نمود و در اكثر مجالس امير ، سيد شريف به سبب حدّت طبع و جودت ذهن بر جناب مولوى در بحث غلبه كرد ، بيت :
خدايى كه بالا و پست آفريد * زبردست هر دست دست آفريد
و چون امير تيمور گوركان به جهان جاودان انتقال فرمود ، نوبت ديگر آن قدوهء اولاد خير البشر و مقتداى علماى دانشور از ماوراء النهر به شيراز شتافت و در آن ديار فى سنة ست عشر و ثمانمايه وفات يافت . و مصنفات امير سيد شريف بسيار است در غايت اشتهار و بر اكثر كتب متداولهء متقدمين و متأخرين ، حواشى دقت آيين بلاغت قرين دارد و چنانچه از زمان فرخنده نشان آن جناب غالبا هيچ درسى از افادهء حواشى و مؤلفات فصاحت صفاتش خالى نبوده و نيست ، مدت عمر شريفش هفتاد و شش سال بود .
( جزو 3 ، ج 3 ، ص 89 )
مولانا عبد اللّه بن لسان الدين محمد
افضل حكماى زمان و اعلم منجمان دوران بود و احكام نجومى او مانند قضا و قدر تخلف نمىنمود .
بيت
همه زيج فلك جدول به جدول * به اسطرلاب حكمت كرده بد حل
و صاحبقران خورشيد محل نسبت به آن فاضل بىبدل التفات بسيار داشت و آن جناب نيز همواره بسان بخت و دولت در ملازمت بود و رقم اخلاص بر صحيفهء ضمير مىنگاشت .
( جزو 3 ، ج 3 ، ص 89 - 90 )
مولانا نظام الدين شامى
آن جناب را شنب غازانى نيز گويند و اكثر وقايع و حالات صاحبقران خجسته صفات ، منقول از تاريخ آن فاضل كامل است . در مطلع سعدين مسطور است كه از مولانا نظام الدين مروى است كه گفت ، در نوبت اول كه امير تيمور لشكر به بغداد