تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رجال كتاب حبيب السير ( فارسى ) — صفحة 95

مساهمون:

ص٩٥
ثمانمايه به علت طاعون از عالم انتقال نمود . ( جزو 3 ، ج 3 ، ص 88 - 89 )

امير سيد على جرجانى

در سنهء اربعين و سبعمايه در قريهء طاغو از اعمال استرآباد قدم از كتم عدم به عالم وجود نهاده فضاى جرجان ، بل تمام جهان را به يمن قدم شريف مشرّف گردانيد . بعد از ترقى به سن رشد و تميز آغاز تحصيل فرموده ، در اندك زمانى سرآمد محققان عالم و مقتداى مدفقان علماى محترم گرديد . در روضة الصفا مسطور است كه در سنهء تسع و اربعين و سبعمايه كه شاه شجاع بن محمد مظفر در قصر زرد اقامت داشت ، امير سيد شريف الدين به نواحى اردو رسيده خواست كه با پادشاه ملاقات نمايد و او را بىواسطه به حال خويش دانا گرداند . در آن اثنا مولانا سعد الدين مسعود انسى « 1 » را ديد كه به خدمت پادشاه مىرود ؛ خود را در لباس لشكريان به وى نموده گفت مردى غريبم و تيراندازم و از ولايت مازندرانم و به آن داعيه آمده‌ام كه در نظر شاه شجاع سه چوبه تير اندازم ، اميد آنكه هنگام فرصت ملتمس مرا به عرض رسانيد ، و در ركاب مولانا سعد الدين تا در بارگاه پياده آمد . مولانا گفت تو در همين موقع توقف نماى تا رخصت دخول حاصل كنم و چون مولانا به شرف ملاقات پادشاه فايز شد ، سخن تيرانداز غريب را عرضه كرد . شاه شجاع فى الحال او را طلبيد و امير سيد شريف به بارگاه درآمده ، چون شاه شجاع از كيفيت تيراندازى پرسيد ، جزوى كه از نتايج طبع شريف او مشتمل بر اعتراضات اصحاب تصانيف بود از بغل بيرون آورده به دست شاه شجاع داد . شاه از مطالعهء آن صحيفه به حال مير سيد شريف ، دانا شده مراسم تعظيم و تكريم به تقديم رسانيد و نقد و جنس بسيار انعام فرمود ؛ آن جناب را همراه خويش به شيراز برد و منصب تدريس دار الشفاى خود را به آن سيد فضيلت انتما تفويض كرد و سيد شريف ده سال در فارس به افادهء اهل فضل و كمال پرداخته در سنهء تسع و ثمانين و سبعمايه كه امير تيمور گوركانى شيراز را فتح كرد حكم فرمود كه آن جناب به سمرقند تشريف برد و جناب سيادت پناهى
هامش
( 1 ) . در خطى : سعد الدين سعيد اكسى ( ؟ ) .