جانى بيك ( 741 - 758 )
قاضى محيى الدين بردعى
در ايام دولت او ، اشرف بن تيمورتاش بن چوپان بر ارّان و آذربايجان استيلا يافت .
آغاز ظلم و تعدى نموده ، چنان كه اكثر اشراف و اعيان آن بلدان جلاى وطن اختيار كرده ؛ از آن جمله قاضى محيى الدين بردعى به سراى ، كه دار الملك جانى بيك خان بود رفت و به نصيحت و موعظه مشغولى فرمود و در روزى كه پادشاه و اركان دولت در مجلس وعظ تشريف داشتند ، حكايت ظلم اشرف به عبارتى تقرير كرد كه همه در گريه افتادند و گفت كه چون بندگان اين آستان را استطاعت دفع آن ظالم ميسر است ، اگر در اين باب غفلت دارند در قيامت مؤاخذ خواهند بود . اين سخن تأثير تمام كرده ، جانى بيك خان با سپاه فراوان فى سنهء ثمان و خمسين و سبعمايه متوجه آذربايجان گشت . . .
( جزو 3 ، ج 3 ، ص 44 )
سلطنت جغتاى ( 624 - 639 )
ذكر ابو يعقوب السكاكى و حبش عميد و بيان آنچه ميان ايشان به وقوع انجاميد
عالم فاضل ابو يعقوب السكاكى كه كتاب مفتاح در علم معانى بيان از جملهء مؤلفات بلاغت نشان اوست ، از علوم غريبه و عجيبه و تسخير جن و نير نجات و دعوت كواكب و طلسمات و فن سحر و سيميا و خاصيت اجسام ارض و اجرام سماء وقوف تمام داشت و اين معنى از تقرير حبش عميد و وزير ديگرى از نواب پايهء سرير سلطنت مصير بر جغتاى خان ظاهر گشته آن جناب را طلبيد و انيس و جليس خويش گردانيد و سكاكى پيوسته غرايب اشيا به پادشاه مىنمود و آن معنى موجب مزيد اعزاز و احترامش مىگرديد ؛ از جمله آنكه در روزى كه جغتاى خان بر صندلى نشسته بود ، ديد كه كلنگى چند در فضا هوا طيران مىنمايند و دست به تير و كمان برد . سكاكى پرسيد كه پادشاه كدام يك از اين كلنگان را مىخواهد كه بر زمين افتد .
جغتاى به انگشت گفت ، اولين و آخرين و يكى از اينها كه در ميان مىپرد . سكاكى