تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رجال كتاب حبيب السير ( فارسى ) — صفحة 36

مساهمون:

ص٣٦
ابو المعالى سعيد بن مظفر « 1 » باخرزى است كه ملقب است به شيخ العالم و در سلك خلفاى شيخ نجم الدين كبرى انتظام داشت و با منكوقاآن معاصر بود و سورقوقتى بيگى ، والدهء منكوقاآن با آنكه متابعت ملت مسيحا - عليه السلام - مىنمود ، در ايام دولت پسر ، هزار بالش نقره به بخارا كه مسكن شيخ سيف الدين بود فرستاد تا مدرسه‌اى ساخته مستغلات خريدند و بر آن بقعه وقف كردند و توليت آن مدرسه و موقوفات آن را به شيخ تفويض فرمود « 2 » و در نفحات مسطور است كه روزى شيخ سيف الدين بر جنازهء درويشى حاضر گشت ، گفتند شيخا تلقين فرماييد . در پيش روى ميت بايستاد و زبان به اداى اين رباعى بگشاد :
گر من گنه جمله جهان كردستم * لطف تو اميد است كه گيرد دستم گفتى كه به وقت عجز دستت گيرم * عاجزتر از اين مخواه كاكنون هستم
وفات شيخ سيف الدين بعد از فوت منكوقاآن ، به سه سال فى شهور ثمان و خمسين و ستمايه « 3 » به وقوع پيوسته و مرقد منورش در بخارا مشهور است . ( جزو 1 ، ج 3 ، ص 36 )

قيدو خان زين الدين قدسى

از جملهء افاضل مولانا زين الدين قدسى ملازم قيدو خان بوده . نظم اين رباعى را به وى اسناد مىنموده‌اند : رباعى
اندر ره حق كه بنده و شاه يكى است * محبوب و مقرّبان درگاه يكى است بتخانه شدم دوش بتى را ديدم * انگشت برآورده كه الله يكى است
( جزو 1 ، ج 3 ، ص 43 )
هامش
( 1 ) . صحيح : مطهر است نه مظفر . ( 2 ) . ر . ك : جامع التواريخ رشيدى ، ص 272 - 273 ، چاپ ليدن و جهانگشاى جوينى ، ج 3 ، ص 9 و تاريخ گزيده ص 791 و نفحات الانس در شرح حال او . ( 3 ) . وفات او در 25 ذى القعده 659 اتفاق افتاده است ( الجواهر المضيئه ج 1 ، ص 249 ) .