هفتم صفر وارد هرات شد ، دورمش خان ، مهر عالى را به دو سپرد و او را در كارها قوىدست گردانيد . اين وزير در انجام مقاصد ارباب فضل و دانش بكوشيد و مالياتهاى ظالمانه را از مردمان برداشت « 1 » و تا سال 931 كه دورمش خان فوت كرد بر سر كار بود و اوضاع خراسان را كه بر اثر هجوم متوالى ازبكان و ايجاد قحط و غلا دچار آشفتگى شده بود سر و صورتى بخشيد . در 931 حسين خان به جاى دورمش خان از طرف شاه طهماسب به حكومت خراسان رسيد و در زمان حكومت همين شخص ، يعنى در 933 بود كه خواجه كريم الدين حبيب الله ساوجى به دست افراد شاملو كشته شد . جريان قضيه بدين ترتيب بود كه يك عده از ايل شاملو كه مرسوم خود را نگرفته بودند نزد وزير آمده گفتند حال كه مرسوم ما را نمىدهيد ما را از نوكرى اخراج نماييد . خواجه گفت رخصت دادم . گفتند چيزى بنويس كه خط راه باشد . او نيز از غايت غرور نوشت . افراد شاملو به خدمت خليفه خود ياراحمد رفتند و سپس به اتفاق او خانهء وزير را محاصره كردند . در اين منازعه پسر وزير كشته و خود او اسير شد . آنگاه از درويش بيك روملو درخواست كرد كه او را نزد سام ميرزا برساند . او هم اطاعت كرد و خواست وزير را متنكروار از خانه بيرون برد ، ولى نتوانست و افراد شاملو او را كشتند « 2 » .
آثار و مؤلفات خواندمير :
خواندمير غير از كتبى كه نوشته و مهارت خود را در نثر آشكار كرده ، شاعر نيز بوده است . اشعار او نسبت به اشعار شعراى مشهور ايران متوسط ، بلكه از متوسط هم پايينتر است ، مع هذا وقتى كه موقعيت او را در نظر بگيريم و اشعار ساير شعراى آن زمان را - البته به غير از جامى - سند و ملاك سنجش قرار دهيم ، خواندمير را در عداد بهترين شعراى اواخر قرن نهم و اوايل قرن دهم مىشناسيم . از اشعار او آنچه ديده شده يا مراثى و ماده تاريخ است ، يا اشعارى كه در حبيب السير در آخر هريك از جزوات كتاب آمده . سام ميرزا مؤلف كتاب تحفهء سامى ، نام خواندمير را در جزو اسامى « حضرات واجب التعظيمى كه اگرچه شاعر نبودهاند ، اما گاهى به نظم اشعار زبان مىگشودهاند » ذكر كرده و بعد از آنكه در حق او مىنويسد : « وى از جملهء مردم متعين شهر هرات بود » ذكر مىكند كه در انشا
هامش
( 1 ) . احسن التواريخ ، ص 57 .
( 2 ) . همان ، صص 197 - 198 .