تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رجال كتاب حبيب السير ( فارسى ) — صفحة 191

مساهمون:

ص١٩١
محرم الحرام سنهء احدى و تسعين و ثمانمايه بود ، خواجه صانعى را از اتاق چهار سوق هرات و خواجه مظفر را بر در دروازهء ملك به حلق كشيدند . يكى از فضلا در آن باب گويد :
اى ديده به عالم ستمكاره نگر * در خواجگى جهان خونخواره نگر از حالت صانعى برو تجربه كن * در حال مظفر شبانكاره نگر
( جزو 3 ، ج 3 ، ص 332 )

خواجه امين الدين محمود

برادر خواجه افضل الدين محمد بود و به شرب شراب روح‌افزا و مصاحبت ماهرويان ناهيد سيما شفقت تمام ظاهر مىنمود و به حسن‌خلق و وفور كرم از امثال و اقران امتياز داشت و همواره خيال همنشينى و مجالست اهل طبع و اصحاب فضل بر لوح خاطر مىنگاشت و در سنهء سبع و ثمانين و ثمانمايه به منصب وزارت خاقان منصور رسيد و قريب پنج سال در تمشيت آن كار روزگار گذرانيد و در آن اوقات كه برادرش خواجه افضل الدين محمد به جانب عراق شتافت معزول گرديد و بعد از چندگاه نوبت ديگر منظورنظر التفات خاقان عالىجاه گشته ، كرّت ثانى در امر وزارت دخل نمود و خواجه قوام الدين نظام الملك در ايام اعتبار و اقتدار ، كرّت ديگر او را مؤاخذ و مقيد گردانيد و خواجه امين الدين محمود پس از يك دو سال فرصت يافته در زىّ عورات از بالاخانهء زندان بگريخت و تا زمان وصول خواجه افضل الدين محمد به هرات در گوشه‌اى مخفى بود و چون آن جناب به مناصب عليه و مراتب سنيّه سرافراز گشت ، خواجه امين الدين محمود از كنج انزوا بيرون آمده به ملازمت مظفر حسين ميرزا اشتغال نمود و به واسطهء خدمات سابقه و وسايل لاحقه مرتبهء بلند و درجهء ارجمند يافت و چون متقاضى اجل دررسيد ، در اوايل سنهء عشر و تسعمايه به جهان جاودان شتافت . ( جزو 3 ، ج 3 ، ص 333 )

خواجه علاء الدين على ميكال

به صفت اصالت موصوف بود و به حسن خط مشهور و معروف . سالها در ديوان