تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رجال كتاب حبيب السير ( فارسى ) — صفحة 189

مساهمون:

ص١٨٩
خواجه محمد به موجب فرمان واجب الاذعان به جانب سمرقند توجه فرمود و در وقتى كه خاقان منصور در هرات بر مسند سلطنت نشست از ماوراء النهر به درگاه عالم پناه آمده كمر خدمت بر ميان بست و به اندك زمانى ملحوظ عين عنايت شده در امر وزارت شروع كرد و در استمالت خواطر اكابر و اصاغر ، سعى موفور و جهد نامحصور به‌جاى آورد و عاقبت ، عافيت طلب شده از آن كار استعفا نمود و به سلوك طريق فقر و درويشى اشتغال فرمود و خاقان منصور منصب شيخى و توليت موقوفات مزار فيض آثار مقرّب حضرت بارى ، خواجه عبد اللّه انصارى - قدس سرّه - را مفوض به رأى صوابنمايش گردانيد و آن جناب چندگاه در ترويج و تعمير آن بقعهء متبركه كوشيده در ضيافت آينده و رونده اهتمام تمام به تقديم رسانيد . وفاتش در دهم شهر ربيع الاول سنهء 904 در سالى كه حروف همين كلمات به حساب جمل از تاريخ آن خبر مىدهد روى نمود و در مزار فيض آثار عارف ربانى ، مولانا شمس الدين محمد تبادكانى مدفون شد و خاقان منصور به تسلى خواطر اولاد امجادش پرداخت و ولد ارشدش خواجهء عالىجاه خواجه شهاب الدين عبد الله را به پرسش و انعام خلع فاخره بنواخت . ( جزو 3 ، ج 3 ، ص 331 )

خواجه علاء الدين على صانعى

در سلك اشراف ولايت باخرز سمت انتظام داشت و به واسطهء انتساب به آل برمك همواره رايت مفاخرت مىافراشت . به حدّت طبع و جودت ذهن و مهارت در نظم اشعار و ايثار درم و دينار موصوف و معروف بود و در مبادى اوقات سلطنت خاقان منصور ، منظور عين التفات خسروانه گشته در امر وزارت شروع نمود و بنابرآنكه بر صفت كفايت ظاهر شده بر عجزه و رعايا حيف و تعدّى جايز مىداشت و پيوسته نسبت به ساير وزرا رقم تعزير و تزوير بر اوراق ضمير مىنگاشت ، مزاج شريف مقرب حضرت سلطانى امير عليشير با وى متغير گرديد و در آن اوقات از روى جدّ يا هزل ، روزى خواجه صانعى اين بيت در سلك نظم كشيد :
فردا كه شود معركهء ضربت شمشير * معلوم شود قوّت بازوى عليشير
و اين معنى سبب ازدياد كدورت شده ديگر اسباب مدد علت گشت و خواجه
رجال كتاب حبيب السير ( فارسى ) — صفحة 189 | عبد الحسين نوائى