سيد زين العابدين على
پدرش سيد زين الدين محمود ، مدتى در معظمات مهمات ديوانى مدخل داشت و مادرش نهال سيادت از دودمان سادات ارجمند مىافراشت و آن جناب به محامد سير و محاسن شيم موصوف و مشهور بود و در اوايل حال به وزارت امير محمد برندق برلاس قيام مىنمود و پس از آنكه انوار كفايت و كاردانى از مطالع احوالش بر پيشگاه ضمير انور حضرت خاقانى پرتو انداخت ، منصب وزارت خاصهء همايون را به وى مفوض داشت و در آن اوان كه خواجه نظام الملك پاى بر مسند اختيار و اقتدار نهاد ، سيد را از آن شغل معزول گردانيد و در سنهء ثلاث و تسعمايه كه خواجه نظام الملك با اولاد و اقربا به شهادت رسيد ، نوبت ديگر وزير خاقان منصور گرديد و بعد از چندگاه خواجه افضل الدين محمد از حركات و سكنات جناب سيادتمآب استشمام رايحهء مخالفت نموده او را معزول ساخت و پس از وفات خواجه افضل خاقان بلند محل كرة بعد اخرى ، سيد زين العابدين را به تقلد منصب وزارت امر كرد و آن جناب استعفا نمود مهم بر آن قرار يافت كه وزراى عظام بىاستصواب جناب سيادت مآب به فيصل مهام ديوانى نپردازند و فرامين مطاعه را مادام كه به توقيع او نرسد به مهر بزرگ همايون نرسانند . آنگاه سيد زين العابدين از پيشتر بيشتر اعتبار يافته بر جميع امرا مقدم مىنشست و به رقم اطلع عليه بر پشت نشان توقيع مىكشيد و بعد از فوت خاقان منصور ، سلطان بديع الزمان ميرزا نيز آن جناب را منظورنظر التفات ساخت و به قبول منصب تكليف نمود ، اما سيد در آن زمان كه مانند ايام گل اندك بقا بود در هيچ مهمى دخل نفرمود و چون ماهچهء رايت نصرت آيت محمد خان شيبانى از افق خراسان طالع گشت ، سيد زين الدين فرار بر قرار اختيار كرد و در اثناى گريز با فوجى از اوزبكان پرستيز دوچار خوردهء مهم به جنگ و جدال سرايت نمود و تيرى جانگداز بر مقتل سيد زين الدين رسيد و مانند اجداد بزرگوار خويش در روز عاشورا متوجه عالم بقا گرديد . نظم :
چنين است كردار گردان سپهر * گهش زهر قهر است و گه نوش مهر
بناز ار كسى پرورد در كنار * به خاك افكند آخرش خوار و زار
( جزو 3 ، ج 3 ، ص 333 )