تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رجال كتاب حبيب السير ( فارسى ) — صفحة 188

مساهمون:

ص١٨٨
شريك مىساخت . بناء على هذا در آن ايام دولت آن مهر سپهر خلافت جمعى كثير به منصب وزارت مشرّف گشته و ذكر بعضى از آن طايفه در اثناى حكايات سابقه سمت اندراج يافته و شمه‌اى از حال زمرهء ديگر اين است كه مسطور مىگردد :

خواجه قطب الدين طاوس سمنانى

به سموّ حسب و علوّ نسب و عظم شأن و قدم دودمان موصوف و معروف بود ، چنانچه از ضمن حكايات سابقه مستفاد مىگردد در زمان سلطنت ميرزا ابو القاسم بابر و ميرزا سلطان ابو سعيد مدت مديد به امر وزارت قيام مىنمود و پس از واقعهء قراباغ ، به دار السلطنهء هرات شتافت بنابر التفات خاقان منصور ، در منصب اشراف وزراى عظام دخل نمود و اعتبار و اختيار بسيار يافت و در وقت استيلاى يادگار محمد ميرزا ، در جرگهء امراى ديوان مال مهر زده ، اقتدارش از پيشتر بيشتر شد و بعد از شهادت يادگار محمد ميرزا ، خواجه قطب الدين طاوس بى از آنكه در منصبى مدخل فرمايد چند سال در ظلال معدلت خاقانى در غايت فراغت زندگانى مىنمود و در تكثير زراعت و عمارت سعى مىفرمود و در آن اوان كه خواجه مجد الدين محمد خوافى قدم بر مسند جاه و جلال نهاد ، بنابر طمع اموال نسبت به خواجه طاوس ابواب نزاع بگشاد و خواجه طاوس از ازالهء عرض و ناموس انديشيده عنان عزيمت به صوب عراق و آذربايجان منعطف كرد و در آن مملكت نيز معزّز و محترم بوده تتمهء اوقات حيات به پايان آورد و در سنهء تسعمايه كه سن شريفش به هفتاد و دو سال رسيد ، گوش هوشش صفير عتاب اجل شنيد و مرغ روح شريفش قفس قالب شكسته ، بيت :
همانجا پرّ طاوسى بينداخت * جهان از فرّ كاوسى بپرداخت
( جزو 3 ، ج 3 ، ص 331 )

خواجه شمس الدين محمد مرواريد

در سلك اشراف و اعيان ولايت كرمان انتظام داشت و در زمان سلطنت ميرزا جهانشاه تركمان به هرات آمد و در خدمت ميرزا سلطان ابو سعيد رايت وزارت برافراشت و در آن سال كه سلطان سعيد عزيمت فتح عراق و آذربايجان نمود ،