تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رجال كتاب حبيب السير ( فارسى ) — صفحة 185

مساهمون:

ص١٨٥
صفات روزبه‌روز تقرب و نيابت آن خواجهء فضيلت منقبت در ترقى بود و بعد از فوت آن حضرت در گوشهء انزوا منزل گزيده اكثر اوقات خجسته ساعات را به كتابت قرآن مجيد صرف نمود . وفاتش در رجب سنهء اثنى و عشرين و تسعمايه اتفاق افتاد و امير صدر الدين سلطان ابراهيم امينى مرثيه‌اى در تعزيهء آن صدر عاليقدر در غايت جودت در سلك نظم انتظام داد كه مطلع آن قصيده اين است :
گردون كه مركز ستم و نقطهء بلاست * يك دل كه مبتلاى غمش نيست در كجاست
و اين قطعه كه متضمن تاريخ وفات آن خجسته‌صفات است ، در مرثيهء مذكوره اندراج دارد :
مخدوم اهل علم و پناه جهان فضل * دردا كه كوكب شرفش در و بال رفت آمد ز اوج عزّ قدم همچو روح قدس * در عالم مثال ولى بىمثال رفت بر لوح دل نوشت امينى به دود آه * تاريخ آنكه : « قدوهء اهل كمال رفت »
از نتايج طبع نقاد خواجه عبد اللّه ، ديوان قصايد و غزليات و خسرو و شيرين و رباعياتى كه موسوم است به مونس الاحباب و ترسلى كه محتوى است بر مكاتيب و مناشير در ميان فرق انام مشهور ، و كمال بلاغت و فصاحت آن منثورات و منظومات بر السنه و افواه اصحاب يقظه و انتباه مذكور ، و هو العفوّ الغفور . ( جزو 3 ، ج 3 ، ص 330 )

امير صدر الدين سلطان ابراهيم الامينى

در مرثيهء امير عليشير نوايى گويد :
مير دين‌پرور عليشير آن‌كه بود * عقل و رايش ملك و ملت را پناه در هدايت هادى راه هدى * در ولايت والى دين إله عاقبت زين تنگنا آمد به تنگ * شد سوى فردوس با صد عز و جاه در جنان پرسيد از تاريخ فوت * گفت رضوانش : « ولايت انتباه »
( جزو 3 ، ج 3 ، ص 279 ) والد عاليقدرش ، ميرك جلال الدين قاسم بن ميرك محمد امين بن مولانا صدر الدين ابراهيم است و انتساب مولانا ابراهيم به اكابر واجب التعظيم ماوراء النهر
رجال كتاب حبيب السير ( فارسى ) — صفحة 185 | عبد الحسين نوائى