تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رجال كتاب حبيب السير ( فارسى ) — صفحة 180

مساهمون:

ص١٨٠
ساخت و بقيهء ايام حيات را بىآنكه مقيد به منصبى باشد در مصاحبت امير نظام الدين عليشير بگذرانيد و در شهور سنهء ثمان و تسعين و ثمانمايه مريض گشته در عالم آخرت منزل گزيد . ( جزو 3 ، ج 3 ، ص 328 - 329 )

خواجه غياث الدين عادلشاه

در سلك اشراف و اعيان ولايت جيلان منتظم بود و چند سال به امر صدارت خاقان منصور قيام نمود و بعد از عزل از آن منصب در ولايت نيشابور رحل اقامت انداخت و تتمهء ايام حيات را به زراعت مصروف ساخت . ( جزو 3 ، ج 3 ، ص 329 )

ميرك جلال الدين قاسم

ولد مولانا شمس الدين محمد امين كه اباعن جد متصدى منصب صدارت سلاطين حشمت‌آيين بود ، به تاريخ پانزدهم شعبان ( سنهء احدى و تسعمايه ) داعى حق را لبيك اجابت گفته به رياض جنان انتقال نمود و خاقان منصور به ملاحظهء حقوق خدمت آن جناب بر فوتش متأسف گشته اشارت عليه نفاذ يافت كه جسد شريفش را بر نهج سنت سيد المرسلين - صلى اللّه عليه و آله الهادين - تجهيز و تكفين كردند و سى سوار مسلح مكمل با نظر محمد قباديانى به تشييع نعش او را به بلخ برده در مزار خواجه ابو نصر پارسا - قدّس سره - حضرت قدوهء اوليا را به خاك سپردند . مدت حيات ميرك قاسم پنجاه و نه سال بود و يكى از شعرا در تاريخ وفاتش اين بيت نظم نمود :
چو رفت روز برات از جهان دعاخوانان * بماند سال وفاتش : « دعاى روز برات »
( جزو 3 ، ج 3 ، ص 259 ) در شهور سنهء ثمان و تسعين و ثمانمايه ، قايم‌مقام آبا و اجداد بزرگوار خويش گشته سه چهار سال در كمال اختيار و استقلال به مراسم منصب صدارت قيام نمود و چنانچه در ضمن حكايات سابقه مسطور شد ، فى منتصف شعبان سنهء احدى و