عهد و پيمان در ميان آوردند كه منبعد با يكديگر در مقام وفاق بوده پيرامن نفاق نگردند ، آنگاه هريك به سپاه خود پيوسته به ولايت خويش رفتند و تا آخر حيات بر جادهء موافقت ثابت بودند . وفات حضرت خواجه عبيد اللّه در سمرقند فى شهور سنهء ست و تسعين و ثمانمايه دست داد و بعد از فوتش به اندك زمانى جمعيت مردم ماوراء النهر به پريشانى تبديل يافته صنوف محنت و بىسامانى روى بديشان نهاد . مقرب حضرت سلطانى امير نظام الدين عليشير در تاريخ وفات خواجه عبيد اللّه گويد :
خواجهء خواجگان عبيد اللّه * مرشد سالكان راه يقين
شد به خلد برين كه در فوتش * سال تاريخ گشت « خلد برين »
[ از حضرت خواجه عبيد اللّه دو پسر هدايتسير يادگار ماند ، خواجه محمد عبيد الله كه به خواجه كا اشتهار دارد و خواجه قطب الدين يحيى و ممكن است كه اگر خامهء سخنگزار توفيق يابد در اثناى اخبار سلاطين ماوراء النهر از احوال آن دو بزرگ حميدهخصال شمهء بر صحايف روزگار نگارد ] « 1 » .
( جزو 3 ، ج 3 ، ص 200 - 201 )
زمان سلطان حسين ميرزا بايقرا ( 863 - 912 )
ذكر صدور خاقان منصور سيد جلال الدين حمزهء اندخودى مكى « 2 »
در سلك اشراف سادات حسينى منتظم بوده و با زبدهء آل عبا ، سيد بركه نسبت خويشى داشت و آن جناب در مبادى اوقات سلطنت حضرت خاقانى به منصب صدارت رسيد و مقدم بر تمامى صدور عظام توقيع كشيد ، اما سبب عدم وقوف و
هامش
( 1 ) . قسمت بين دو قلاب در خطى نيست .
( 2 ) . چنان كه در مقدمه خاطرنشان كردهايم تا زمان سلطان حسين ميرزا بايقرا انتخاب ما از رجال كتاب حبيب السير فقط شامل شعرا و نويسندگان و علما و عرفاست و از ذكر صدور و وزرا به مناسبت ذكر تفصيلى آنها در دستور الوزراى مؤلف خوددارى كرديم ، ليكن از زمان سلطان حسين ميرزا به بعد به علت آنكه دستور الوزراء در 905 تأليف يافته ذكر صدور و وزرا را نيز مىآوريم .