تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رجال كتاب حبيب السير ( فارسى ) — صفحة 17

مساهمون:

ص١٧
محمد « 1 » كه منصب قضا و صدارت خراسان را داشته است وى را بر نوشتن كتاب حبيب السير ترغيب كرده است ، ولى امير غياث الدين در سال 927 به امر امير سلطان ، حكمران خراسان و لله طهماسب ميرزا كشته شد و خواندمير حامى تواناى خود را از دست داد . خوشبختانه در سال 928 كه شاه اسماعيل ، امير سلطان را از حكومت خراسان برداشت و او را با طهماسب ميرزا به حضور خواست و دورمش خان به اتفاق سام ميرزا پسر ديگر شاه اسماعيل به حكومت خراسان نائل شد ، كريم الدين حبيب اللّه ساوجى هم به وزارت خراسان رسيد . اين شخص نسبت به خواندمير بنهايت محبت رفتار كرد و او را كه به مناسبت دلسردى و نوميدى دست از تحرير كتاب بازداشته بود بر اتمام كتاب تحريض نمود « 2 » . خواندمير تحت سرپرستى خواجه كرم الدين حبيب اللّه ساوجى كتاب حبيب السير را در ربيع الاول 930 ، يعنى پيش از مرگ شاه اسماعيل صفوى تمام كرد . سپس در اواسط شوال 933 از هرات عازم قندهار شد و در آن شهر شروع به تجديدنظر در كتاب خود نمود ، ولى « قبل از آنكه عدد اجزاء از مرتبهء آحاد تجاوز نمايد » دست تقدير او را به طرف هندوستان كشانيد و در دهم جمادى الثانيه سنهء 934 به طرف هند حركت كرد ، اما به واسطهء بدى هوا ، اين مسافرت هفت ماه طول كشيد ، تا در روز چهارم محرم 935 به شهر آگره رسيد و به حضور ظهير الدين بابر پادشاه هندوستان بار يافت . حضور خواندمير در دربار بابر روز هشتم ربيع الاول سال 935 ، يعنى مقارن روزى است كه بابر از مرض سختى شفا يافته و به شكرانهء آن در باغ هشت‌بهشت ، طوى ، يعنى جشن بزرگى ترتيب داده بود « 3 » . خواندمير يك چند در هند به واسطهء گرماى زياد و بدى هواى آن صفحه بيمار شد . پس از سه ماه كه بدان بيمارى مبتلا بود شفا يافت و همراه بابر به بنگاله رفت . بابر در سال 937 فوت كرد و سلطنت را به پسر خود همايون واگذاشت . خواندمير تا وقتى كه زنده بود در خدمت اين پادشاه باقى ماند و به نام او كتابى نوشت به نام همايون‌نامه كه ذكرش بعد خواهد آمد .
هامش
( 1 ) . براى شرح حال او رجوع شود به صفحهء 262 - 266 از كتاب حاضر . ( 2 ) . حبيب السير ، ج 1 ، ص 5 . ( 3 ) . تاريخ فرشته ، وقايع 935 .