تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رجال كتاب حبيب السير ( فارسى ) — صفحة 14

مساهمون:

ص١٤
سلطان ، برادر محمد خان شيبانى شده بود و كمى بعد با اينكه سپاهيانى نسبتا مهم در اختيار داشت ، شهر را باز گذاشت و به كوهستان گريخت . امير ذو النون و امير عمر بيك و شاه منصور كه در رأس هيأت قرار گرفته بودند خواستند خود از شهر مدافعه نمايند ، به همين مناسبت خواندمير را براى عرض مطلب و طلب كمك و تحريض بديع الزمان ميرزا برآمدن به قندوز نزد بديع الزمان ميرزا فرستادند « 1 » ، ولى چون كمى بعد قندوز از دست رفت ، از اين هيأت و مقاصد آنان نتيجه‌اى عايد نشد . پس از آنكه سلطان حسين بايقرا فوت كرد ( روز دوشنبه 11 ذى الحجه 911 ) سلطنت به موجب وصيّت او بين بديع الزمان ميرزا و مظفر حسين ميرزا تقسيم شد و هريك از آن دو شاهزاده بالاستقلال براى خود وزيرى انتخاب كردند و بديع الزمان ميرزا خواندمير را بر طبق قاعدهء مستمر در وزارت خود نگاهداشت « 2 » . محمد خان شيبانى كه بر اثر زحمات چندين سالهء خود توانسته بود سراسر ماوراء النهر را از بقاياى گوركانيان پاك كند ، هنگامى كه خبر مرگ سلطان حسين ميرزا را شنيد عازم فتح خراسان گرديد و با اينكه شاهزادگان تيمورى ، يعنى ابو الحسن ميرزا و مظفر حسين ميرزا و ظهير الدين ميرزا بابر و ساير امراى تيمورى در كنار آب مرغاب براى دفع او جمع شدند ، ولى از اين اجتماع كوچكترين نفعى به دولت محكوم به انقراض گوركانى نرسيد ؛ چه هريك از اين شاهزادگان بنابر مصالح شخصى و سوءظن‌هاى بىمعنى از جنگ كناره كردند و بديع الزمان ميرزا نيز در هرات بساط عشرت چيد تا بهار سال 913 فرارسيد . سپس شاهزادهء جوان تيمورى عازم جنگ با ازبكان شد و در ييلاق مرل منتظر ايستاد . ضمنا براى آنكه كمكى تهيه نمايد ، خواندمير را به نزد امير شجاع بيك پسر امير ذو النون به قندهار فرستاد . خواندمير براى تهيهء وسايل به هرات آمد ( سلخ ذى الحجه 912 ) . در همين ضمن جوجوك بيگم دختر بديع الزمان ميرزا فوت كرد و مسافرت خواندمير به تعويق افتاد ، بلكه هرگز صورت عمل به خود نگرفت ، چه در هفتم محرم جنگ مرل به شكست فاحش بديع الزمان ميرزا خاتمه يافت و دولت تيمورى كه بيش از دو قرن در ايران صاحب نفوذ و سلطه بود برافتاد و بديع الزمان ميرزا از مرل به هرات آمد و
هامش
( 1 ) . حبيب السير ، جزو 3 ، ج 3 ، ص 352 . ( 2 ) . حبيب السير ، جزو 3 ، ج 3 ، ص 360 .