تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رجال كتاب حبيب السير ( فارسى ) — صفحة 169

مساهمون:

ص١٦٩
مىفرمود . وفاتش در صبح جمعه بيست و سوم ماه رمضان سنهء ثمان و سبعين و ثمانمايه روى نمود و خالش شيخ جلال الدين محمود شاه بر وى نماز گزارد و در حظيرهء والد خود مدفون شد . ( جزو 3 ، ج 3 ، ص 189 )

قاضى قطب الدين احمد

ابن مولانا نور الدين محمد بن قاضى جلال الدين محمود الامامى مرجع اكابر خراسان و ملاذ علماى اقطار جهان بود و در اواخر زمان دولت خاقان سعيد ميرزا شاهرخ ، تا اوان سلطنت خسرو منصور ، سلطان حسين ميرزا در دار السلطنهء هرات به لوازم امر قضا اشتغال داشت و در فيصل قضاياى برايا به دستور آبا و اجداد بزرگوار خويش در طريق امانت و ديانت سلوك مىنمود و مع ذلك به امر درس و فتوا و نشر علوم دينيه مىپرداخت و همواره طلبه را از فوايد ذهن وقاد و مآثر طبع نقاد مستفيد و بهره‌ور مىساخت . وفاتش در غرهء شوال سنهء ثمان و سبعين و ثمانمايه به حظيرهء والدهء سلطان حسين ميرزا ، در محل طعام خوردن ، به علت فجأة اتفاق افتاد و در مزار علامهء رازى مدفون گشت . ( جزو 3 ، ج 3 ، ص 198 ) [ در سال 875 پس از جلوس ثانوى سلطان ابو الغازى حسين بن بايقرا به سلطنت خراسان ] خاقان منصور همان روز متوجه تدارك اختلال احوال مظلومان شكسته بال گشته در حضور قاضى قطب الدين احمد الامامى و مولانا كمال الدين شيخ حسين التقوى ، حكم فرمود كه رعايا و مزارعان و محترفات و پيشه‌وران بلده و بلوكات هرات ، مدت دو سال از وجوه خارجى و زر لشكر معاف و مسلم باشند ؛ عمال و ديوانيان جهت طلب آن ، وجه نمك بر ريش مجروحان درويش نپاشند و آن پادشاه عاليجاه روز پنجشنبه بيست و پنجم ماه جهت زيارت مقرب بارگاه حضرت بارى ، خواجه عبد اللّه انصارى به گازرگاه تشريف برد و روى نياز و اخلاص بر آن سدهء سنيه سوده ، نسبت به مجاوران آنجايى لوازم نوازش به‌جاى آورد و در آن منزل شريف ، مولانا كمال الدين شيخ حسين را نزديك به مسند سلطنت طلبيده گفت كه دار السلطنهء هرات را به دستور زمان سلطان سعيد ضبط مىبايد نمود و اگر به نفس
رجال كتاب حبيب السير ( فارسى ) — صفحة 169 | عبد الحسين نوائى