تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رجال كتاب حبيب السير ( فارسى ) — صفحة 168

مساهمون:

ص١٦٨
در مدرسهء امير چقماق شامى وفات يافت . ( جزو 3 ، ج 3 ، ص 198 )

سيد برهان الدين خاوند شاه

نسب شريف آن حضرت به چهار « 1 » واسطه به خاوند سيد اجل بخارى كه در سلك اعاظم سادات ماوراء النهر انتظام داشت اتصال مىيابد و سلسلهء آبا و اجداد سيد اجل ، به زيد بن امام زين العابدين منتهى مىگردد و پدر عالىگهر خاوند شاه ، كمال الدين محمود نام داشت و چون سيد محمود به رياض رضوان انتقال نمود ، سيد خاوند شاه در صغرسن بود و به واسطهء نوائب روزگار از وطن مألوف سفر كرده در قبة الاسلام بلخ روى به تحصيل علوم و اكتساب فنون محسوس و مفهوم آورد و به اندك زمانى در سلك اعاظم دانشمندان زمان انتظام يافته به سلوك راه آخرت مشغول گشت و از بلخ سفر فرموده خود را به صحبت مشايخ عظام هرات رسانيد و شيخ بهاء الدين عمر نسبت به آن حضرت محبت بىنهايت داشت ، چنانچه در حين مرض وصيت فرمود كه امير خاوند شاه بر من نماز گزارد و هم در آن ايام روزى آن حضرت را مخاطب ساخته گفت كه سيد مىخواستم كه با هم باشيم ، اما سلطان احمد خضرويه گريبان شما را گرفته به جانب خود كشيده و آن جناب بعد از فوت شيخ بهاء الدين عمر از هرات به بلخ مراجعت فرمود در سنهء « 2 » . . . وفات يافت و در پيش روى سلطان احمد خضرويه مدفون شد و از آن حضرت سه پسر ماند ، امير خواند محمد كه والد بزرگوار والدهء مسوّد اوراق است و سيد نظام الدين سلطان احمد كه سالها در ملازمت سلطان بديع الزمان ميرزا منصب صدارت داشت و سيد نعمت الله كه مجذوب متولد شده بود و از وى خوارق عادات ظهور مىنمود . ( جزو 3 ، ج 3 ، ص 189 )

شيخ نور الدين محمد

ولد امجد شيخ بهاء الدين عمر بود و سلطان سعيد در تعظيم آن جناب مبالغهء بسيار
هامش
( 1 ) . در خطى : به پنج . ( 2 ) . جاى سال در چاپى و خطى خالى است .