تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رجال كتاب حبيب السير ( فارسى ) — صفحة 166

مساهمون:

ص١٦٦
اى روشنى از نور رخت ديدهء جان را * بر خاك نشانده قد تو سرو روان را
و سيد كمال در بلخ ساكن مىبود و هم در آن ولايت از عالم انتقال نمود . ( جزو 3 ، ج 3 ، ص 197 )

مولانا فاضل

در سلك افاضل علماى سمرقند منتظم بود . بر شرح شمسيه حاشيه‌اى تصنيف فرمود . ( جزو 3 ، ج 3 ، ص 197 )

خواجه مؤيد ديوانه

در سلك اولاد عظام شيخ واجب الاحترام ، افتخار اهل سلوك و سير ، سلطان ابو سعيد ابو الخير انتظام داشت و به واسطهء نشئه جنون پيوسته نقش سلطنت به قلم خيال بر صحيفهء ضمير مىنگاشت و نزد خويشان و مريدان اين معنى را ظاهر ساخته ولايات خراسان را بر ايشان بخش مىكرد و در آن اوقات كه ميان خسرو منصور ابو الغازى سلطان حسين ميرزا و ميرزا سلطان ابو سعيد مخالفت به وقوع انجاميد اين مطلع به نظم آورد :
چشم داريم از آن شمع سعادت پرتو * كه جهان را بدهد روشنيى از سر نو
و اين معانى به عرض سلطان ابو سعيد رسيده فرمود تا به طريقهء نهانى ، خواجه را شهيد گردانند . ( جزو 3 ، ج 3 ، ص 197 - 198 )

خواجه مؤيد مهنه

به علوم ظاهرى و باطنى موصوف بود و از ساير اولاد سلطان ابو سعيد ابو الخير به مزيد فضل و كمال ممتاز و مستثنا مىنمود . همواره به وعظ و ارشاد فرق عباد مشغولى مىكرد و سلطان سعيد نسبت به آن جناب شرايط تعظيم و احترام به جاى