وفاتش خبر داد و مدفنش در مزار شيخ بهاء الدين عمر اتفاق افتاد .
( جزو 3 ، ج 3 ، ص 197 )
مولانا معين الدين تونى
از اكابر علماى زمان سلطان سعيد بود . به مزيد علم و دانش امتياز تمام داشت و همواره اعلام افاده و نشر علوم دينيه مىافراشت و جمعى كثير از طلبه ملازمت درس آن جناب مىنمودند و از مآثر طبع شريفش محظوظ و بهرهور مىبودند .
وفاتش در شهور سنه . . . « 1 » واقع گشت و دفنش در مزار چهلگزى به وقوع پيوست .
( جزو 3 ، ج 3 ، ص 197 )
شيخ صدر الدين رواسى
از خلفاى شيخ زين الدين خوافى ، حاوى علوم ظاهرى و جامع فنون باطنى بود و در اوايل حال چندين سال در مدينهء طيبه اوقات گذرانيد و در ولايات مصر و شام اربعينات برآورد و چون از عربستان مراجعت نمود در ولايت اسفراين كه منشأ و مولدش بود ساكن شد و به ارشاد مشغول گشت و در زمان سلطان سعيد از اسفراين به دار السلطنهء هرات خراميده رحل اقامت انداخت و آن پادشاه صاحب تأييد آن جناب را منظور نظر عاطفت و احسان ساخت . وفاتش در عاشر ماه رمضان سنهء احدى و سبعين و ثمانمايه اتفاق افتاد و سلطان سعيد مشايعت جنازه فرموده بر وى نماز گزارد و پسرش شيخ قطب الدين نعش والد مرحوم خود را « 2 » به جوين برده در خانقاهى كه ساخته بود مدفون گردانيد .
( جزو 3 ، ج 3 ، ص 197 )
هامش
( 1 ) . جاى سال وفات در هر دو نسخهء چاپى و خطى خالى است .
( 2 ) . چنين است در خطى ، اما در چاپى اين جمله به اين شكل آمده : « پسرش شيخ قطب الدين محمد رضا را عزا رسانيد و شيخ قطب الدين والد مرحوم خود را . . . »