شتافته ، چون چشم حضرت صاحبقرانى بر وى افتاد به آواز بلند خواندن قرآن آغاز كرد و از مشاهدهء آن حالت ، خسرو جمشيد منزلت متبسم گشته اين مصراع بر زبان راند كه :
« ابدال ز بيم چنگ در مصحف زد » ،
آنگاه قامت قابليت خواجه را به حليت عفو و احسان آرايش داده ابواب تربيت و رعايت بر روى روزگارش بگشاد و خواجه عبد القادر بعد از فوت صاحبقران گيتىستان در ملازمت پادشاه عالىمكان شاهرخ سلطان بهسر مىبرد ، تا در سنهء ثمان و ثلاثين و ثمانمايه ، به واسطهء عارضه طاعون آهنگ سفر آخرت كرد .
( جزو 3 ، ج 3 ، ص 147 )
سيد نور الدين محمد
ابن الامير الكبير الشهير سيد شريف الدين على الجرجانى به علو نسب و شرف حسب و محاسن آداب و مكارم اخلاق موصوف و معروف بود . در سنهء ثمان و ثلاثين و ثمانمايه در خطهء شيراز به متنزهات جنات عدن انتقال فرمود .
( جزو 3 ، ج 3 ، ص 147 )
مولانا شمس الدين محمد بن مولانا شيخ على
به صفت ورع و ديندارى و تقوا و پرهيزكارى اتصاف تمام داشت و پيوسته به سرانجام امور اهل اسلام قيام نموده نقش خيرخواهى بر صحيفهء ضمير صغير و كبير مىنگاشت . در مطلع سعدين مذكور است كه مولانا محمد شيخ على ، نوبتى به عرض خاقان سعيد رسانيد كه احداث صابونخانه بدعت است و منع مسلمانان از آن امر نامشروع . آن حضرت در آن باب عذرى بر زبان آورد . خدمت مولانا در حضور پادشاه روى به آسمان كرده گفت : خدايا تو مىبينى كه حكم تو را مىرسانم و اين مغول بچه نمىشنود . خاقان سعيد مغفور از شنيدن اين سخن متغير شده فى الحال فرمان داد صابونخانه را براندازند و جهت پختن صابون رعيت را مؤاخذ نسازند . مولانا محمد در روز جمعه بيست و يكم ربيع الاول سنهء اثنى و اربعين و