تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رجال كتاب حبيب السير ( فارسى ) — صفحة 130

مساهمون:

ص١٣٠

مولانا ضياء الدين نور اللّه الخوارزمى

عالمى نحرير و فاضلى روشن‌ضمير بود و سالها در مسجد جامع بلدهء هرات به امر پيشنمازى و خطابت مشغولى مىنمود . مشهور است كه قوّت عربيت و بلاغت آن جناب به مرتبه‌اى بود كه هر جمعه در راه مسجد جامع خطبهء غير مكرر انشا كرده به سمع خلايق مىرسانيد . و او نيز در سنهء مذكوره « 1 » به مرض طاعون گرفتار شده جان شيرين برافشاند . قبرش در گازرگاه است و در پايان پاى مقرب حضرت بارى ، خواجه عبد اللّه انصارى ، متصل به مقبرهء جناب مغفرت انتما ، فصيح الدين محمد علاء - رحمها اللّه تعالى . ( جزو 3 ، ج 3 ، ص 147 )

مولانا جلال الدين محمد قاينى

واعظى متورع و فاضلى متدين بود و چندگاه در بلدهء فاخرهء هرات به لوازم امر احتساب قيام مىنمود و رخصت حديث از شيخ محمد جزرى داشت و همواره نقش افاده بر الواح خواطر طلبهء حديث مىنگاشت . در سنهء مذكوره « 2 » چون مردم از و با گريزان گشته از شهر بيرون مىرفتند ، آن جناب آن طايفه را منع مىكرد و بالاخره علت طاعون بر وى مستولى شده روى به عالم آخرت آورد . مدفنش قريهء جغرتان است و از آثار او مدرسه‌اى است در جانب جنوب مسجد جامع هرات ، مشهور به مدرسهء پيش برد « 3 » . ( جزو 3 ، ج 3 ، ص 147 )

مولانا شمس الدين محمد اوحد

مدرس مدرسهء سبز برامان و پيشنماز و خطيب مسجد جامع مهد علياگوهرشاد آغا
هامش
( 1 ) . ظاهرا يعنى سال 838 كه تاريخ فوت قاضى صدر الدين محمد مذكور در پيش است . ( 2 ) . غرض از سنهء مذكوره همان سال 838 است كه طاعون در خراسان افتاد . ( 3 ) . در خطى : پيش بره .