تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رجال كتاب حبيب السير ( فارسى ) — صفحة 117

مساهمون:

ص١١٧
ذى زرع داشت قنوات جارى گشته ، آن مقدار عمارت و زراعت شد كه صفت مصر جامع گرفت و عظم شأن و علو مكان امير غياث الدين به مرتبه‌اى رسيد كه حضرت هدايت شعار ولايت آثار ، امير قاسم انوار ، گاهى با قدم نياز از دار السلطنهء هرات به لنگر مقدسه مىشتافتند و حضرت خاقان سعيد نيز نوبتى به لنگر تشريف برده يك دو روز آنجا بوده نسبت به جناب سيادت منقبت لوازم ارادت به جاى آوردند . به ثبوت پيوسته كه در آن روز كه حضرت شاهرخ با امير غياث الدين ملاقات فرمود ، آن جناب از غايت علو همت امير جلال الدين فيروزشاه را طلبيده ، مقاليد انبار و حويجخانهء لنگر را پيش او نهاد و فرمود كه درويشان ما از عهدهء تقسيم جزيياتى كه در اين خانه‌هاست بيرون نمىتوانند آمد ، اميد آنكه شما لطف نموده آنچه لايق به حال هركس دانيد از اينجا سامان كرده به وى رسانيد و امير فيروزشاه به رجوع اين خدمت مباهى گشت . بناء على هذا ، در زمان خاقان منصور سلطان حسين ميرزا همواره اولاد امير فيروزشاه دعوى توليت لنگر مىكردند و بدين واسطه چندگاه عبد الخالق غجدوانى [ بن ] فيروز شاه صاحب عهدهء آن امر بود . وفات امير غياث الدين در شهور سنهء اربع و عشرين و ثمانمايه و در بلدهء شيراز روى نمود . ( جزو 3 ، ج 3 ، ص 143 )

خواجه حسن عطار

ولد خواجه علاء الدين عطار است و منتظم در سلك مشايخ كبار . فوتش در اثناى سفر حجاز در سنهء ست و عشرين و ثمانمايه در بلدهء شيراز روى نمود و اصحاب نعش او را از آن ولايت به صغانيان نقل كرده به خاك سپردند . ( جزو 3 ، ج 3 ، ص 143 )

مولانا يعقوب چرخى و مولانا نظام الدين خاموش

در سلك مشايخ ماوراء النهر انتظام داشتند و همواره همت بر متابعت حضرت خواجه بهاء الدين نقشبند مىگماشتند . ( جزو 3 ، ج 3 ، ص 143 )
رجال كتاب حبيب السير ( فارسى ) — صفحة 117 | عبد الحسين نوائى