تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رجال كتاب حبيب السير ( فارسى ) — صفحة 116

مساهمون:

ص١١٦
از مناقب و مفاخر ائمهء اثنى عشر - سلام اللّه عليهم - ما طلعت الشمس و القمر اندراج يافته ، اما چون سخنانى كه مخالف مذهب عليهء شيعه است نيز در فصل الخطاب مكتوب گشته علماى شيعه آن كتاب را منظور نظر التفات نكرده‌اند و بعضى از فضلا لفظ « فصل خطابى » را جهت تاريخ وفاتش شمرده‌اند . ( جزو 3 ، ج 3 ، ص 142 )

[ خواجه حافظ الدين ابو نصر پارسا ]

و بعد از فوت خواجه محمد پارسا ثمرهء شجرهء وى خواجه حافظ الدين ابو نصر پارسا كه به صفت علم و عمل موصوف بود ، قائم‌مقام پدر خود شده ، در نفى وجود و بذل موجود كار از وى درگذرانيد . وفاتش در سنهء خمس و ستين و ثمانمايه اتفاق افتاد و در قبة الاسلام بلخ مدفون گشت . يكى از شعرا در تاريخ فوتش گويد ، نظم :
خواجهء اعظم ابو نصر آن‌كه شد * تكيه‌گاهش مسند دار البقا سرّ او چون با خدا پيوسته شد * زين سبب تاريخ شد « سرّ خدا »
( جزو 3 ، ج 3 ، ص 142 )

خواجه لطف اللّه بن خواجه عزيز

واعظى با علم و تميز بود و سالها در مقصورهء جامع هرات به نصيحت خلايق مشغولى مىنمود . وفاتش در سنهء ثلاث و عشرين و ثمانمايه به وقوع پيوست و در خيابان هرات در جوار مزار علامهء رازى مدفون گشت . ( جزو 3 ، ج 3 ، ص 142 )

امير غياث الدين محمد

عمدهء سالكان طريق يقين و قدوهء ناظمان مناظم دين بود و باطن خجسته ميامنش مهبط انوار معرفت الهى و ضمير فيض پذيرش مظهر آثار كلمات نامتناهى و آن جناب در ايام جوانى و عنفوان اوان زندگانى چندگاه در خدمت اصحاب انتباه به‌سر برده به اصناف رياضات و عبادات اوقات خجسته ساعات مصروف گردانيد و چون به درجهء كمال ترقى كرد به بادغيس شتافته در اين محل كه حالا لنگر مقدسهء آن جناب است رحل اقامت انداخت و به اندك زمانى در آن منزل كه حكم وادى غير
رجال كتاب حبيب السير ( فارسى ) — صفحة 116 | عبد الحسين نوائى