ساخته به سويّت در ميان سادات و علما تقسيم نمودند و از وقوع اين عنايت ابواب سرور و بهجت بر روى روزگار شيرازيان مفتوح شده بار ديگر بلبل نغمهپرداز خواجه حافظ اين نوا آغاز نهاد :
جوزا سحر نهاد حمايل برابرم * يعنى غلام شاهم و سوگند مىخورم
ساقى بيا كه از مدد بخت سازگار * كامى كه خواستم ز خدا شد ميسرم
( جزو 2 ، ج 3 ، ص 42 )
سلطان احمد ( قتلش در 795 )
سلطان احمد [ در كرمان ] به بسط بساط عيش و نشاط اشارت نمود و اين ابيات نظم فرمود :
باز آمديم و باز نهاديم اساس عيش * كرديم ز افتاب قدح اقتباس عيش
ساقى ميى كه در قدح عشرتست خيز * بر عاشقان سوخته پيما ز كاس عيش
بنشين به خرّمى كه برآريم بيخ غم * از سبزهزار گلشن گردون به داس عيش
بيدار چشم بخت كسى كو زمان گل * دارد به جام بادهء گلرنگ پاس عيش
هركس قياس كارى و بارى همىكنند * بارى نمىكند دل ما جز قياس عيش
احمد به ملك دنيى و عقبى ز لطف دوست * دارد به قدر همت خود التماس عيش
يا رب به فضل خويش كه در كارگاه عمر * خالى مدار از قد بختم لباس عيش
( جزو 2 ، ج 3 ، ص 40 )