تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رجال كتاب حبيب السير ( فارسى ) — صفحة 109

مساهمون:

ص١٠٩

مولانا قوام الدين عبد اللّه فقيه

با شاه شجاع معاصر بود و آن پادشاه ستوده مآثر ، شرح مختصر ابن حاجب را كه تصنيف قدوة المتأخرين ، قاضى عضد الدين است نزد آن جناب مطالعه مىنمود . ( جزو 2 ، ج 3 ، ص 37 )

[ عماد فقيه كرمانى ]

و از شعراى زمان شاه شجاع يكى عماد فقيه كرمانى است و آن جناب شيخ خانقاه‌دار بوده و شاه شجاع نسبت به او اعتقادى عظيم داشته . گويند خواجه عماد هرگاه نماز گزاردى ، گربهء او شرط متابعت به‌جاى آوردى و شاه شجاع اين معنى را كه بر كرامت حمل مىفرمود و پيوسته به قدم اخلاص ملازمت آن جناب مىنمود . خواجه حافظ كه بر اين معنى رشك مىبرد اين غزل به نظم آورد ، غزل :
صوفى نهاد دام و سر حقه باز كرد * بنياد مكر با فلك حقه باز كرد بازى چرخ بشكندش بيضه در كلاه * زيرا كه عرض شعبده با اهل راز كرد ساقى بيا كه شاهد رعناى صوفيان * آمد دگر به خلوت و آهنگ ناز كرد اين مطرب از كجاست كه ساز عراق ساخت * واهنگ بازگشت ز راه حجاز كرد اى دل بيا كه ما به پناه خدا رويم * زانچ آستين كوته و دست دراز كرد صنعت مكن كه هركه محبت نه راست باخت * عشقش به روى دل در معنى فراز كرد اى كبك خوشخرام كجا مىروى بايست * غره مشو كه گربهء عابد نماز كرد فردا كه پيشگاه حقيقت شود پديد * شرمنده رهروى كه عمل بر مجاز كرد