تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رجال كتاب حبيب السير ( فارسى ) — صفحة 107

مساهمون:

ص١٠٧
به زودى باد در ملك سليمان * سليمان آصف و محمود ايازت
( جزو 2 ، ج 3 ، ص 29 )

خواجه سلمان ساوجى

خواجه سلمان در تهنيت اين قضيه [ يعنى وصلت شاه محمود با دختر سلطان اويس ] قصيده‌اى گفت كه چند بيت از آن اين است :
آسمان ساخت در آفاق يكى سور و چه سور * كه از آن سور شد اطراف ممالك مسرور حبذا سور و سرورى كه اگر درنگرى * خانهء زهره بود برجى از آن عالى سور اجتماعيست منوّر قمرى را با شمس * اتصاليست مقرر ملكى را با حور مهد بلقيس زمان داشته است ارزانى * به سراپردهء جم دولت تشريف حضور قطب دين شاه فلك مرتبه محمود كه اوست * به همه سيرت محمود محامد مذكور اى به پيش نظرت گشته ملازم هر بكر * كوست در پردهء غيب از همه عالم مستور خواجه تاج الحق و الدين محمد « 1 » الحق * سعيها كرد درين باب بغايت مشكور درّى از بحر بزرگى به كنارت آورد * كه چنان درنتوان يافت در اطراف دهور
( جزو 2 ، ج 3 ، ص 30 - 31 ) پس از فتح تبريز به دست شاه شجاع در سنهء سبع و سبعين و سبعمايه ، خواجه سلمان در آن اوان در مدح پادشاه كامران قصيده‌اى سراييد كه مطلعش اين است :
هامش
( 1 ) . يعنى خواجه تاج الدين محمد مشيرى وزير شاه محمود كه واسطهء عقد اين مواصلت بود .