تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب ) — صفحة 71

مساهمون:

ص٧١
طوس رفت و بر عزيمت هراة بسرخس رفت ، و چون كزلى را ملك كرمان ميسّر نشد و خبر حركت سلطان از خراسان بشنيد باز سوداى خاك شادياخ آتش طمع خام را در وجود او چنان تيز « 1 » كرد كه بر آب « 2 » از كرمان « 3 » بازگشت از طبس منهيان رسيدند كه او مراجعت كردست و مقصد او معلوم نه و بر عقب آن خبر وصول او بترشيز برسيد روز سيّم را شبهنگام كه مرغان سحرى فغان برداشتند پسر او با جمعى از ياران خود در تاخت و آشوب و فتنه در شهر انداخت اهل شهر بر فور دروازها بربستند و سپاهيان بر ديوار نشستند آن جماعت بعد از لحظهء طواف در نزديكى شهر نزول كردند متردّد حال ميان اقامت و ترحال ناگاه از اتّفاقات حسن و لطف ذى المنن خبر وصول اصفهبد « 4 » بطوس دررسيد شرف الملك حالى مسرعى را باعلام فتنهء كزلى و التماس دفع شرّ او بفرستاد اصفهبد « 4 » يكهزار سوار را نامزد كرد تا بىتأنّى روان شدند و بر سر او تاختند و او را منهزم كردند و بنهب و غارت مشغول گشتند كزلى و اصحاب او بازگشتند و بريشان دوانيدند هر يك را ازيشان در واديئى دوان كردند ، و چون كزلى را محقّق شد كه او را در شهر راه نخواهد بود و اصفهبد « 5 » بشادياخ رسيد و سلطان بر در هراة است مانند مرغ حلق بريده طپيدن گرفت و چون آهو از جوارح و صيّادان رميدن و از فعلات خود پشيمان شد و از ارتكاب عصيان كه دردى بىدرمان بود انگشت بدندان مىخائيد و با اصحاب خويش در كار حركت و مقام و مقصد و مرام مشورت مىكرد ، بعضى مىگفتند راى استيمان است بوالدهء سلطان و برين نيّت توجّه بجانب خوارزم ، تركمانى از يازر « 6 » در ميان ايشان بود و گفت صلاح در آنست كه بجانب يازر « 7 » رويم و حصون آن را
هامش
( 1 ) تصحيح قياسى ، - آ : تاثير ؟ ؟ ؟ ، ج ه : تأثير ، ب : ناشر ، د : ناسر ، ( 2 ) يعنى فورا و بشتاب ، رجوع كنيد بص 26 ح 4 ، ( 3 ) ه افزوده : مانند باد ، ( 4 ) ج ه : اسپهبد ، ( 5 ) ج : اسپهبد ، ه : سپهبد ، ( 6 ) كذا فى ب ه ، آ : يارر ، ج : يارر ؟ ؟ ؟ ، د ندارد ، ( 7 ) كذا فى ب ه ، آ : يارر ، ج : يارر ؟ ؟ ؟ ، د : بارز ،