از جوانب راه گشاده شد روزى رندى « 1 » بإطعام طغام « 2 » و اوباش مشغول بود بهادران علمها بر سر ديوار كشيدند و تا آن جماعت از چاشت فارغ شدند ازيشان شام انتقام خوردند رندى « 3 » فضولى چون ديد كه كار از دست تدبير بيرون شده لباس تعسّف بخرقهء تصوّف بدل كرد و خواست تا در آن شيوه متوارى شود حبايل جستوجوى بر محلّات و اسواق انداختند تا او را در دام انداختند « 4 » و موىكشان به حضرت سلطان آورد سلطان فرمود تا منادى كردند تا لشكر دست از غارت كشيده داشتند و دكّانهاى شهر هم در روز گشاده كردند و رندى « 5 » را بمطالبت اموال خزاين و آنچ او بناحقّ از ارباب شهر گرفته بود مؤاخذت نمودند تا آنچ داشت و دانست بداد و به آخر جزاى فعلات خود بديد و هراة از شوايب نزاع و ظلم متعدّيان خالى شد و بعدل وافر سلطانى حالى گشت و از آنجا سلطان متوجّه خوارزم شد ،
ذكر كزلى « 6 » و عاقبت كار او ،
كزلى « 7 » تركى بود از خويشان مادر سلطان امارت نشابور به دو مفوّض و حلّ و عقد مصالح آن به دو منوط بسبب تخيّلاتى كه از سلطان به دو نقل كرده بودند خايف شد پيش از حركت سلطان بعزم هراة بوقت محاصرهء هراة ناگاه بازگشت و بشادياخ آمد و آوازه درانداخت كه لشكر ختاى بخوارزم رفت و سلطان از « 8 » هراة گريخته بازگشت و مرا بدين سبب نامزد فرمودست تا باروى شادياخ محكم كنم بدين بهانه شادياخ با
هامش
( 1 ) ج ه : زيدى ، ب : ريدى ؟ ؟ ؟ ،
( 2 ) ب د : طعام ، ج ه ندارند ،
( 3 ) آ : ريدى ، ج ه : زيدى ، ب : زيدى ،
( 4 ) د : گرفتند ، ج اصل جمله را ندارد ،
( 5 ) ج ه : زيدى ، ب : زيدى ؟ ؟ ؟ ،
( 6 ) ب : كرلى ، ه : كرپى ،
( 7 ) ب : كزكى ، ه : كرپى ( فى اغلب المواضع ) ، - نام اين شخص در تاريخ ابن الأثير در حوادث سنهء 604 همه جا كزلك خان مسطور است ،
( 8 ) ب د ه : در ،