تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب ) — صفحة 70

مساهمون:

ص٧٠
تصرّف گرفت و دست مصادره و تحكّم بر اصحاب ديوان و متموّلان گشاده كرد و باستحكام فصيل و باره و حفر خندق « 1 » مشغول شد و به حضرت خوارزم رسولى فرستاد و ميخواست تا بتمويهات و تلبيسات حاليا سلطان را مشغول كند چندانك شهر مستحكم شود و در خيال آن داشت كه چون فصيل و شهر مستحكم شود و او صاحب دينار و درهم و كار ملك پريشان و در هم سلطان از انديشهء وخامت عاقبت لذّت عافيت از دست ندهد و با او رأسا برأس كند و آسيبى به دو نرساند چون رسول او بخوارزم رسيد و از پيغام او اجتناب او از منهج صواب معلوم شد رايات همايون خدايگان سلاطين روزگار در حركت آمد با لشكرى از از شمار افزون بمردانگى « 2 » هر يك چون كوه بيستون تندباد حميّت آتش غضب در نهاد ايشان زده « 3 » شمشير آبدارشان مخالفان را در خاك خسته رسول كزلى بگريخت و بشادياخ آمد و از صورت حال اعلام داد چون سامان قرار نداشت آهنگ فرار كرد و با اولاد و انصار از شهر بصحرا آمد و اعيان اصحاب ديوان را چون شرف الملك كه وزير بود و سيّد علاء الدّين علوى و اصحاب ديگر و قاضى القضاة ركن الدّين مغيثى « 4 » و وجوه و اكابر ديگر را تكليف استصحاب كرد و هم در آن شب تاريك با ترك و تازيك بر راه ترشيز زد چون بدانجا رسيد محتشم آن از كزلى التماس استرداد آن جماعت كرد كه به تكليف با خود آورده بود از معارف و اكابر ، رهبة لا رغبة آن جماعت را در ترشيز بگذاشت و هرچه مصاحب ايشان بود برداشت و از راه كرمان برفت ، و سلطان يازدهم ماه رمضان سنهء « 5 » اربع و ستّمايه « 5 » بشادياخ رسيد و از آنجا بر عزم زيارت بمشهد
هامش
( 1 ) آ : و حفر و مناره ( كذا ) ، ( 2 ) ب ج د ه : مردانى ، ( 3 ) ب ( بخطّ جديد ) ه افزوده‌اند : و ، ( 4 ) كذا فى د ، آ معثى ؟ ؟ ؟ ، ب ج ه : معينى ، ( 5 - 5 ) كذا فى ج و آن مطابق ابن الأثير است ، در آ ب ه بياض است بجاى اين كلمات ، د : هذه السنة ،