تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب ) — صفحة 65

مساهمون:

ص٦٥
ادخلوها بسلام آمنين و خلايق با تحميد الحمد للّه ربّ العالمين و سلطان اساس عدل مؤكّد گردانيد و كافّهء جمهور را در ظلّ مرحمت و نصفت مرفّه و آسوده و اصحاب اطراف به خدمت توسّل نمودند ، و ملك سيستان به حضرت او مبادرت نمود و در زمرهء اركان دولت منخرط شد و بحسن اصطناع و تربيت از اقران مستثنى گشت ، و سلطان باستمالت جانب امير محمود علّامهء كرمان را بفرستاد و او را بمواعيد بسيار مستظهر گردانيد و علّامه كرمان راست در حقّ امير محمود از قصيدهء وقتى كه او را برسالت آنجا فرستادند
سلطان مشرقين و شهنشاه مغربين * محمود بن محمّد بن سام بن حسين
و محمود باستنابت فيروزكوه و تقرير آن هم برو رسولى در مصاحبت علّامهء كرمان به حضرت سلطان روان كرد با تحفهائى كه ذخيرهء آبا و اجداد او بود و پيلى سپيد با آن اضافت كرد و علّامهء كرمان راست از قصيدهء در ذكر فيل كه در مصاحبت او آوردند
إلى حضرة الملك فيلا جلبت * و لست بأبرهة بن الصّباح « 1 »
سلطان حاجت او را باسعاف مقرون كرد و نيابت بر امير محمود مقرر داشت و او سكّه و خطبه بالقاب سلطان مشرّف گردانيد و اسماع و آذان را باستماع آن مشنّف ، و چون از امور آن طرف فارغ شد بر عزم انصراف مصمّم گشت و بنيابت آن ممالك عزّ الدّين حسين خرميل « 2 » را بانواع اصطناع و اساليب مبارّ قضاى حقّ او را مخصوص گردانيد و به مبلغ « 3 » دويست و پنجاه هزار دينار « 3 » زر ركنى اقطاع معيّن و در جمادى
هامش
( 1 ) مراد از حضرة ملك پاىتخت خوارزم است چه حضرة در عرف متقدّمين بمعنى پاىتخت استعمال ميشده است و الصّباح مخفّف الصّبّاح است بتشديد باء به جهت ضرورت شعر ، ( 2 ) ه : حرميل ، ( 3 - 3 ) كذا فى ب ج د ه ، در آ اين كلمات را بخطّ سياق نوشته اينطور : يعنى « مأتين [ و ] خمسين الف دينار » و چون آ نسخهء بسيار قديمى است ( سنهء 689 ) معلوم مىشود كه خطّ سياق در
تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب ) — صفحة 65 | عطا ملك جوينى / محمد قزوينى